X
تبلیغات
انسان شناسی فرهنگی

.ایرانیان‌ از همان‌ آغاز گرایش‌ به‌ اسلام‌ ، دل‌ و اندیشهٔ‌ خود را به‌ این‌ آیین‌ سپردند و در همهٔ‌ زمینه‌ها ذوق‌ و ظرافت‌ و توانایی‌ و تسلط‌ خود را به‌ جهان‌ اسلام‌ نشان‌ دادند. خانم‌ پروفسور «آن‌ ماری‌ شیمل‌ » ادیب‌ ، مستشرق‌ ، ایران‌ شناس‌ مشهور آلمانی‌ و استاد به‌ نام‌ زبان‌ فارسی‌ در مورد اهمیت‌ مقام‌ و جایگاه‌ رسول‌ اكرم‌ «ص‌ » در زندگی‌ و فكر مولانا و شمس‌ و تجربه‌های‌ روحانی‌ می‌گوید: «برای‌ فهمیدن‌ فكر مولانا ، باید مقام‌ پیامبری‌ اسلام‌ «ص‌ » و عالم‌ روحانی‌ را نیز به‌ خوبی‌ شناخت‌ » جوهره‌ و مضمون‌ نهفته‌ در فرهنگ‌ ،ادب‌ و هنر اسلامی‌ و ایرانی‌ كه‌ از كهن‌ترین‌ اعصار تا كنون‌ در قالب‌ زیباترین‌ و زیبنده‌ترین‌ مظاهر ادبی‌ و هنری‌ ، پیام‌ هدفدار هستی‌ ، مسؤولیت‌ انسان‌ ، تلاش‌ و پویایی‌ اجتماعی‌ و تعالی‌ اخلاقی‌ را منتقل‌ كرده‌ است‌ ،برای‌ هر پویندهٔ‌ حقیقتی‌ ،جذاب‌ و زندگی‌ بخش‌ بوده‌ است‌ .خالقان‌ این‌ آثار با كاوشهای‌ ژرف‌ خود در زوایا و ظرایف‌ عرفان‌ اسلامی‌ و ادب‌ فارسی‌ ،تحقیقات‌ و تألیفات‌ ارزنده‌ای‌ به‌ جا گذاشته‌اند . كتب‌ مشهور ادب‌ فارسی‌ همچون‌ گلستان‌ ، بوستان‌ ،مثنوی‌ معنوی‌ ، دیوان‌ حافظ‌ ،برای‌ قرنها مورد توجه‌ و جزو مواد درسی‌ حوزه‌های‌ علمیه‌ بوده‌اند . وجود كتیبه‌ های‌ متعدد حاوی‌ اشعار فارسی‌ و نامهای‌ شاعران‌ چینیِ فارسی‌ سرا در مساجد و مقابر چینی‌ از فعالیتهای‌ ادبی‌ فارسی‌ آنان‌ طی‌ قرنهای‌ متمادی‌ حكایت‌ می‌كند . فارسی‌ اولین‌ و تنها زبان‌ اسلامی‌ رسمی‌ چین‌

بود كه‌ مورد استفادهٔ‌ مسلمانان‌ آن‌ سرزمین‌ قرار گرفت‌ . «هادی‌ العلوی‌ » پژوهشگر عرب‌ زبانی‌ كه‌ مجموعهٔ‌ مسجد «دونسه‌ » پكن‌ (یكی‌ از غنی‌ترین‌ مجموعه‌های‌ اسلامی‌ چین‌ را بررسی‌ كرده‌ است‌ می‌ گوید : «زبان‌ فارسی‌ و آشنایی‌ با این‌ زبان‌ در كلیهٔ‌ كتابهای‌ خطی‌ عربی‌ سایه‌ انداخته‌ است‌ ،در كتابهای‌ خطی‌ عربی‌ ،اغلب‌ توضیحات‌ و تفسیرهای‌ انتهای‌ كتاب‌ به‌ زبان‌ فارسی‌ است‌ و علاوه‌ بر آن‌ ،متن‌ بسیاری‌ از كتابهای‌ خطی‌ عربی‌ به‌ سبك‌ فارسی‌ است‌ .»

اسلام‌ در چین‌ زیر نفوذ زبان‌ فارسی‌ گسترش‌ یافت‌ تا جایی‌ كه‌ حتی‌ نیت‌ نمازهای‌ یومیه‌ ،اسامی‌ نمازها، شعایر اسلامی‌ ،جمله‌ های‌ رسمی‌ در عقد ازدواج‌ و امثال‌ آن‌ هنوز به‌ زبان‌ فارسی‌ ادا می‌شود .علاوه‌ بر آن‌ ، بسیاری‌ از اصطلاحات‌ اسلامی‌ كه‌ در خود ایران‌ از شكلهای‌ عربی‌ آنها استفاده‌ می‌شود ، در چین‌ به‌ فارسی‌ ادا می‌گردد. در حوزه‌های‌ علمیه‌ سنتی‌ در ایالات‌ «سین‌ كیانگ‌ » ،«شاندونگ‌ » و «شانسی‌ » در چین‌ ،فارسی‌ ،زبانِاصلی‌ آموزش‌ بوده‌ است‌ . گسترش‌ و كاربرد فعلی‌ فارسی‌ در بین‌ مسلمانان‌ و غیر مسلمانان‌ چینی‌ مورد تحقیق‌ بسیاری‌ از پژوهشگران‌ چینی‌ است‌ .

اهمیت‌ زبان‌ فارسی‌ ،به‌ عنوان‌ اولین‌ زبان‌ مذهبی‌ و فرهنگی‌ در میان‌ مسلمانان‌ چینی‌ بر كسی‌ پوشیده‌ نیست‌. بیشتر مراكز مطالعات‌ اسلامی‌ یا كرسی‌های‌ اسلام‌ شناسی‌ در اروپا ، تنگاتنگ‌ و مستقیم‌ با زبان‌ و ادبیات‌ فارسی‌ دارند و برای‌ مطالعات‌ و شناخت‌ خود از اسلام‌ ،ناچارند زبان‌ فارسی‌ را فرا گیرند . زبان‌ فارسی‌ حلقهٔ‌ اصلی‌ ارتباط‌ میان‌ اسلام‌ و غرب‌ به‌ حساب‌ می‌آید . در بسیاری‌ از دانشگاههای‌ اروپا و آمریكا كه‌ به‌ تحقیق‌ ،پژوهش‌ و مطالعات‌ اسلامی‌ روی‌ می‌آورند ،درس‌ زبان‌ فارسی‌ به‌ صورت‌ اختیاری‌ می‌باشد كه‌ از متون‌ عرفانی‌ فارسی‌ به‌ عنوان‌ بخش‌ مورد علاقهٔ‌ آن‌ استقبال‌ می‌شود . پس‌ از گسترش‌ اسلام‌ در ایران‌ ،ماوراء النهر كانون‌ اصلی‌ زبان‌ و فرهنگ‌ و ادبیات‌ ایران‌ و زادگاه‌ شعر فارسی‌ شد . به‌ همین‌ جهت‌ است‌ كه‌ هم‌ اكنون‌ در جنوب‌ اتحاد شوروی‌ (سابق‌ ) در همه‌ جا آثار و بناهای‌ متعددی‌ از تمدن‌ ایرانی‌ ـ اسلامی‌ به‌ یادگار مانده‌ است‌ . بخش‌ اعظم‌ مطالعات‌ شرقی‌ و اسلامی‌ در این‌ كشورها را ایران‌ و فرهنگ‌ ایرانی‌ تشكیل‌ می‌دهد.

فارسی‌ ،غنی‌ ترین‌ زبان‌ از لحاظ‌ ادبیات‌ اخلاقی‌ و دینی‌ در میان‌ مردم‌ كشورهای‌ آسیای‌ مركزی‌ ،افغانستان‌ ، پاكستان‌، هند و تركیهٔ‌ فعلی‌ است‌ . همچنین‌ برای‌ مردم‌ كشورهایی‌ چون‌ پاكستان‌ ، زبان‌ فارسی‌ وسیلهٔ‌ خودسازی‌ است‌ . در این‌ زمینه‌ دكتر «سبط‌ حسن‌ رضوی‌ » استاد برجستهٔ‌ زبان‌ فارسی‌ در دانشگاه‌ راولپندی‌ اعتقاد دارد كه‌ زبان‌ فارسی‌ وسیلهٔ‌ خودسازی‌ است‌ . وی‌ می‌گوید «اجداد ما پس‌ از قرآن‌ ،گلستان‌ و بوستان‌ را می‌خواندند و در پرتو آموزشهای‌ اخلاقی‌ و تربیتی‌ آن‌ خود را اصلاح‌ می‌كردند .» «پروفسور محمد جان‌ عالم‌ » معاون‌ و استاد دانشگاه‌ دولتی‌ پسران‌ اسلام‌ آباد ، در بخشی‌ از مقالهٔ‌ خود در روزنامهٔ‌ اردو زبان‌ «مركز» در سال‌ ۱۹۸۰ نوشته‌ است‌ : « وقتی‌ ما از گلستان‌ و بوستان‌ سعدی‌ ،رباعیات‌ خیام‌ ، غزلیات‌ حافظ‌ و ادبیات‌ دلپذیر مولانا سخن‌ می‌گوییم‌ . چگونه‌ می‌توانیم‌ از زبان‌ فارسی‌ محروم‌ شویم‌ . این‌ زبان‌ هم‌ برای‌ ما و هم‌ برای‌ ایرانیان‌ ارزشمند است‌ . بزرگترین‌ ذخایر علمی‌ مسلمانان‌ آسیای‌ جنوبی‌ به‌ زبان‌ فارسی‌ است‌ .» همچنین‌ زبان‌ فارسی‌ از زمانهای‌ كهن‌ در مصر مطرح‌ بوده‌ است‌ .در گذشته‌ ،این‌ زبان‌ یكی‌ از زبانهای‌ تحصیلی‌ در دانشگاه‌ الازهر پذیرفته‌ شده‌ بود و به‌ عنوان‌ زبان‌ دوم‌ در بخشهای‌ فلسفه‌ و تاریخ‌ و زبان‌ عربی‌ دانشكدهٔ‌ آثار اسلامی‌ تدریس‌ می‌شد . در برخی‌ از كشورها نظیر یوگسلاوی‌ ،از طریق‌ اسلام‌ ،واژه‌های‌ فارسی‌ مختلفی‌ وارد زبان‌ بوسنیایی‌ شده‌ است‌ . نخبگان‌ این‌ سرزمین‌ كه‌ به‌ تصوف‌ و شعر گرایش‌ داشتند ، همراه‌ با این‌ زبان‌ ،فرهنگ‌ ادبی‌ شرقی‌ به‌ ویژه‌ غزل‌ ، رباعی‌ ،مثنوی‌ فارسی‌ را وارد ادبیات‌ بوسنی‌ كرند .آثار شاعران‌ بزرگ‌ ایرانی‌ نظیر فردوسی‌ ، خیام‌ ، سعدی‌ ، عطار و به‌ ویژه‌ جلال‌ الدین‌ رومی‌ به‌ طور اجتناب‌ ناپذیری‌ در برنامهٔ‌ درسی‌ مدارس‌ ،تكایا ، خانقاهها و خانه‌های‌ افراد برجسته‌ و خلاصه‌ در هر جا كه‌ به‌ نوعی‌ زبان‌ فارسی‌ و ادبیات‌ عرفانی‌ مطرح‌ بود، گنجانده‌ شد. مسلمانان‌ بوسنی‌ قرنها با نوشتن‌ ادبیات‌ خود به‌ زبانهای‌ تركی‌ و فارسی‌ ، مجموعه‌های‌ ویژه‌ای‌ به‌ نام‌ «دیوان‌ ادبیات‌ » فراهم‌ آوردند . یك‌ ضرب‌ المثال‌ بوسنیایی‌ كه‌ نشاندهندهٔ‌ نفوذ زبان‌ فارسی‌ و فرهنگ‌ اسلامی‌ در این‌ كشور و میزان‌ علاقهٔ‌ مردم‌ به‌ آن‌ است‌ می‌گوید :«زبان‌ ساكنان‌ بهشت‌ عربی‌ است‌ اما اگر بخواهی‌ به‌ بهشت‌ برسی‌ باید زبان‌ فارسی‌ بدانی‌ » ! این‌ ضرب‌ المثل‌ به‌ خاطر این‌ است‌ كه‌ بهترین‌ آثار علوم‌ اسلامی‌ به‌ زبان‌ فارسی‌ چاپ‌ شده‌ است‌ . به‌ طور كلی‌ در بسیاری‌ از پژوهشهای‌ خاورشناسی‌ دانشگاهها در اروپا ،غرب‌ و جهان‌ اسلام‌ ،زبان‌ فارسی‌ به‌ عنوان‌ یك‌ زبان‌ اصلی‌ اسلامی‌ مطرح‌ بوده‌ است‌ . امتیاز مسلمانان‌ منطقهٔ‌ آسیای‌ جنوبی‌ كه‌ صدها سال‌ از مراكز درخشان‌ فرهنگ‌ و تمدن‌ اسلامی‌ بوده‌ است‌ . نسبت‌ به‌ بخشهای‌ غربی‌ جهان‌ اسلام‌ ، استفادهٔ‌ گسترده‌ آنها از زبان‌ فارسی‌ است‌ .حتی‌ در برخی‌ از مقاطع‌ تاریخی‌ این‌ سرزمین‌ ، زبان‌ فارسی‌ رسمیت‌ و رواجی‌ بیشتر از دیگر زبانها داشته‌ است‌ . ساكنان‌ این‌ نواحی‌ برای‌ استفاده‌ از آثار گذشتگان‌ و بهره‌ برداری‌ در مناسبات‌ فرهنگی‌ و دینی‌ خود با پیشگامان‌ اسلام‌ و معرفت‌ در منطقه‌ ، آموزش‌ فارسی‌ را مقدمهٔ‌ امری‌ واجب‌ می‌شمرده‌اند .از سوی‌ دیگر برای‌ بسیاری‌ از ایران‌ شناسان‌ و كسانی‌ كه‌ به‌ نحوی‌ با زبان‌ فارسی‌ سروكار دارند ،مطالعهٔ‌ كتابهای‌ عرفانی‌ فارسی‌ جاذبهٔ‌ بسیاری‌ دارد .

+ نوشته شده توسط فرانک نظریان در چهارشنبه نوزدهم خرداد 1389 و ساعت 10:57 بعد از ظهر |

جلسه یازدهم انسان شناسی

-انسان شناسی راچگونه می فهمیم؟

1-انسان شناسی تلاشی است برای دیدن زندگی روزمره وتجربه های آن دریک گروه اجتماعی

2-انسان شناسی شناخت ابعادوجنبه های مختلف فرهنگ وپدیده های اجتماعی

3-توصیف وگزارش فرهنگ

کارانسان شناس تولیداطلاعات نیست بلکه کارش این است که معرفت ایجاد کند.

توصیف اتنوگرافیک یعنی توصیفی که به کمک مفاهیم نظری وانتقادی صورت می گیرد.

چهارزبان درانسان شناسی داریم:علمی-محاوره –ادبی-رسانه ای

4-انسان شناسی می خواهدکلیت پدیدارشناسانه ومعناشناسانه ی فرهنگهاراشرح دهد.

5-دیالکتیک جزءوکل درانسان شناسی قابل توجه است.

6-مطالعه روش مند

-هرکس ظاهررانمی بیندسطحی می اندیشد.

-فوکومی گفت قدرت رابایدازظاهرآن فهمید.

-یک اتنوگراف خوب کسی است که بتواند کمترین فاصله رابامفاهیم پیداکند.

-با مطالعه کتاب زندگی واندیشه بزرگان انسان شناسی می فهمیم که انسان شناس بودن چه مفهومی دارد.

-چه چیزهایی درانسان شناسی می تواندعلاقه یاعلایق ماراشکل دهد؟

1-تحمل پذیرش تفاوتها

2-بیان گستردگی کنش انسانی –اجتماعی

3-روش انسان شناسی

روش انسان شناسی یک روش تربیتی هم هست.

4-جزئی نگری

5-زمینه بندی

6-حذف قوم مداری وتفکرات قالبی

7- بینش تاریخی

برای انسان شناسی باید تاریخ فرهنگی رایاد بگیریم.

+ نوشته شده توسط فرانک نظریان در چهارشنبه نوزدهم خرداد 1389 و ساعت 10:48 بعد از ظهر |

گزارش جلسه دهم انسان شناسی

موضوع این جلسه انسان شناسی  جنسیت بودکه توسط خانمها هاشم زاده وسلطان زاده ارائه وتوسط خانمها فلاح وکرمی نقدگردید.

محققان جنسیت رادرحوزه های مختلف موردبررسی قرار می دهندمانند جغرافیای جنسیت –تاریخ جنسیت-فلسفه ی جنسیت و...

-مطالعه جنسیت ارتباط تنگاتنگی با بهبودواصلاح جامعه دارد.

-یکی ازکشفیات دانشمندان این است که علوم یعنی ادبیات-فلسفه و....که معرفت بشری هستندهرکدام تحت تاثیر فرهنگ پدرسالارومردسالارقراردارندبه واقع بی طرف نیستند.مفهوم فرهنگ مردسالار یک مفهوم کلیدی برای گفتمان انسان شناسی است درفلسفه وادبیات وجامعه شناسی هرکدام دریافتهای خاصی ازفرهنگ مردسالار ارائه می کند.

-اولین ریدیکی ازرهبران جنبش فمنیسم بودکه کتاب انسان در عصرتوحش را تدوین کرد.

-فیزیولوژی وطبیعت زن نیست که زنان رادرموقعیتهای فرودست قرارمی دهدبلکه بیشترجنبه های فرهنگی موجب این قضیه می شودالبته دردنیای مدرن این روند روبه تغییر است.

-کارهای مالینوفسکی شوک جدیدی به کارهای فروید(عقده ادیپ)واردکردکه ادعاکرددرجوامع پدرسالارهمچنین چیزی وجودداردودرجوامع مادرسالاروجودندارد.

-با تعریفی که مالینوفسکی ازمفهوم فرهنگ ایجادکردیک فرهنگ کارکردی ایجاد کرد.

-مفهوم فرهنگ مردسالارهمه جامشترک است کهزنان درمرتبه ای فرودست قراردارندواین نشان دهنده ی این نیست که مردان علیه زنان توطئه کرده اندبلکه به نهادهاوفرهنگها بستگی دارد.

-80% اموال مالکیت دردست مردان است و20%دردست زنان.

-تاریخچه ی انسان شناسی جنسیت وفمنیست

1-کوشش برای حق رای1850 تا1920

2-تفکیک دوواژه جنس(sex)وجنسیت(gender)از1920تا1980

3-جنس یاsexیک مقوله اجتماعی از1980تابه امروز

+ نوشته شده توسط فرانک نظریان در چهارشنبه نوزدهم خرداد 1389 و ساعت 9:47 بعد از ظهر |

گزارش جلسه نهم انسان شناسی

موضوع این جلسه انسان شناسی هنر بود که توسط خانمها بهنازفلاح وفریبا کریمی ارائه داده شدوتوسط خانمهاکلهری وحسینی نقدگردید

-هنرپیشینه ای دست کم هزارساله دارد0

-اولین ومشهورترین نمونه ی هنراولیه نقاشیهای دیوارغارهاست.

-اساس تئوری اشتراوس این بودکه بین فرهنگ وطبیعت رابطه برقرارکند.

-هنرمرحله ای است که انسان طبیعت را تسخیرخودش می کند.

-کار انسان شناسی هنردرواقع گردآوری-طبقه بندی-تکثیر-ضبط وتوصیف همه ی اشکال فعالیتهادرهرفرهنگ است.

-هنربه عنوان فعالیت یارفتاری که منجر به شکل گیری وبهبود زندگی انسان می شودونوعی رفتاراجتماعی است و به گونه ای با مذهب ارتباط پیدا می کند.

انواع هنر:

1-هنرهای تجسمی

2-هنرهای نمایشی

3-موسیقی

4-ادبیات

ادبیات خود دونوع است:1-مکتوب(رسمی) 2-شفاهی(عامیانه-فرهنگ فولکلور).

+ نوشته شده توسط فرانک نظریان در سه شنبه هجدهم خرداد 1389 و ساعت 10:26 قبل از ظهر |
هنر یونان (نقاشی روی ظروف سفالی)

● نقاشی روی ظروف سفالی

آمفورا یا کوزه بلند دو دسته برای شراب یا روغن، که به حدود سده دهم پیش از میلاد تعلق دارد، نخستین مراحل شکل گیری سبکی را که سبک هندسی نامیده می شود، به ما نشان می هد. این کوزه با آنکه عناصری از روشهای تزیینی سبک ما بعد میسنی پیشین را به عاریت گرفته است، ساختی تمیزتر و وقت گیر تر دارد. همزمان با تکامل سبک هندسی، تیره ی مینوسی شکلهای دارای خطوط خمیده، تدریجاً جایش را به شکلهای راست خطی با نوارها یا ردیفهای فشرده بر هم می دهد که بیشترین بخش سطح ظرف را اشغال کرده است.

پیکره انسان از نو در طرح تزیینی متعلق به دوره اوجگیری سبک هندسی، مخصوصاً در گلدان دیپولون که به سده هشتم پیش از میلاد تعلق دارد و نامش را از محل کشف خود یعنی گورستان دیپولون آتن گرفته است، ظاهر می شود. این پیکره ها چندان تفاوتی با شکلهای نمادین ندارند و از شکلهای سه گوشه دراز و کوتاهی ساخته شده اند که با ویژگیهای دقیق، منظم و هندسی شکلهای میان نوارها یا حاشیه بندیها جور در می آیند. پیکره های بی نهایت انتزاعی در دو نقطه مجاور دسته های گلدان به صف آورده شده اند و طرح کلی نقشهای گلدان نیز از پایین به بالا در آن سمت سیر می کند و در سطح گلدان هر قدر رو به بالا می رویم بر پهنای نوارها افزوده می شود.

نوع دیگری از کوزه ها و گلدانهای یونانی که مخلوط کن نامیده می شد، در مقایسه با آمفورا، بدنه ای بزرگتر و دهانه ای گشادتر داشت. در مخلوط کنی که از گورستان دیپولون به دست آمده و احتمالاً همزمان با گلدان دیپولون یا کمی پس از آن ساخته شده است، اندک افتی در ظرافتکاری به چشم می خورد؛ زیرا تزیین هندسی در درجه دوم اهمیت قرار داده شده است.

پیکره ها، حکایت از یک تشییع جنازه دارند و گردونه ها را جنگاورانی سپر به دست اشغال کرده اند، به شیوه مفهومی، دو چرخ هر گردونه نشان داده شده اند، اسبها دقیقاً از هم متمایز گردیده اند و تعداد پاهایشان درست است. جنگاوران در پشت سپرهای خود، که از دید روبرو نشان داده شده اند، ایستاده اند.

تعداد پیکره ها در مقایسه با گلدانی که به طرز چشمگیری افزایش پیدا کرده است و نشان می دهد که هنرمند از کشف دوباره یک موضوع – پیکره آدمی – که تا بیش از ۴۰۰ سال اثری از آن در تزیین سفالینه های سرزمین اصلی یونان به چشم نمی خورد، سخت در شگفت شده است. دوره هندسی جای خود را به مرحله «شیوه خاور مابی» دوره کهن داد: این دوره گسترش پردامنه بازرگانی و مستعمرات یونانیها ایشان را به تمدنهای باستانی خاور زمین نزدیک تر کرد. پیامد این روابط جدید، ظهور پیاپی جانوران و هیولاهای مرکب متعلق به خاور زمین در سطح گلدانهای یونانی بود، با این مضامین در هنر بین النهرین و مصر آشنا شدیم: شیر، ابوالهول، شیر بالدار و آدم تنه اسبی (مینوتور) از لحاظ سبک شناسی، کوزه ای که از شهر الئوسیس به دست آمده و نمونه معرف شیوه خاورمابی است، حکایت از گسستی کامل و ریشه ای با شیوه منظم هندسی دارد.

تزیین پیکری، بخش عمده سطح این ظرف را اشغال می کند، ترتیب نمایش موضوعها سست و تقریباً از هم گسسته است و شکلها غالباً با خطوط قوسی نمایانده شده اند. به طوری که بیننده گمان می کند هنرمند می خواسته است کُتِ تنگِ شیوه هندسی را به عنوان مانعی ناجور که سر راه علاقه ای تازه – بازنمایی صحنه های از داستانها و برخی از افسانه های هومری – قرار گرفته است دور بیندازد.

در کوزه دو دسته که پولوفموس غول یک چشم به دست اولیس کور می شود، پیکره انسان – مشابه پیکره های دوره شیوه هندسی، ولی به مراتب پرتر، گردتر و فعالتر – این بار بزرگترین بخشهای سطح ظرف را اشغال می کند و تزیین به بخشهای کوچکتری در روی گردن، خمیدگی بالا و قاعده آن عقب رانده می شود.

مضامین و موضوعات هومری در دوره رونق شیوه هندسی به صورت حماسه های بزرگ گردآوری شدند؛ شیوه خاورمآبی، سرآغاز درهم آمیزی آنها و کسب محبوبیت همگانی برای شان در یونان است. تجسم تصویری حماسه ها تا چندین سده بعد نیز در سطوح گلدانها دیده خواهد شد، شاید چنین به نظر برسد که این نخستین بازتاب بزرگ انسان و کردارهایش، در حماسه یونانی، آغازگر کار بزرگ شبیه سازی از او در هنر بوده باشد. در دوره شیوه های هندسی و کهن، در سراسر منطقه اژه، چندین مرکز سفال سازی تشکیل شدند. این مراکز به دو گروه بزرگ تقسیم شده اند – مراکز سرزمین اصلی یونان و مراکز یونان شرقی (مناطق واقع در شرق سرزمین اصلی) در سرزمین اصلی، مهمترین مراکز عبارت بودند از آتن در آتیکا و کورنت در پلوپونز، و آتن پس از سال ۵۵۰ پیش از میلاد به مراکز اصلی سفال سازی و بزرگترین صادر کننده ظروف سفالی در حوضه دریای مدیترانه تبدیل شد. در بررسی فشرده کنونی، دامنه بحث را به ظروف سفالی آتنی محدود خواهیم ساخت.

گلدان فرانسوا که به نام کاشفش نامیده شده و احتمالاً ظریف ترین نمونه موجود از یک مخلوط کن متعلق به دوره کهن است، با دسته های توماری و شکل فوق العاده نیرومندش، در یک گورستان اتروسک پیدا شد. (ما به علت علاقه شدید و حریصانه اتروسکها به گردآوری سفالینه های یونانی، مدیون ایشانیم زیرا بسیاری از سالم ترین ظروف مزبور از گورهای اتروسکها به دست آمده اند). این ظرف مخصوصاً اهمیت دارد، نه فقط به دلیل بالا بودن کیفیتش بلکه به این دلیل که هم امضای سفالگر («ارگوتیموس اپویسن») بر آن نقش بسته هم تصویرگر («کلیتیاس اگرافسن»). سفالینه های امضا شده، نخستین بار در اوایل سده هفتم ظاهر می شوند و حکایت از آن دارند که سازندگان آنها به حرفه خویش می بالیده اند و هنرشان دست کم به اندازه هنر پیکرتراش یا تصویرگر دیوار، اعتبار و حیثیت داشته است.

گلدان فرانسوا با بیش از ۲۰۰ پیکره در چندین ردیف به گرد گلدان تزیین شده است. پیکره های مزبور که نمایشی از کل پرستیدنیهای یونان هستند، یکی از نخستین جلوه های تصویری شکلها و شخصیتهای یونان هستند، یکی از نخستین جلوه های تصویری شکلها و شخصیتهای دین یونانی را در معرض دید ما قرار می دهند: موضوع، عروسی پلئوس در معیت خدایان است. علاوه بر صحنه خدایان و پلئوس – پدر اخیلس – صحنه هایی از شکار گراز کالودون و مراسم تدفین پاترو کلوس نیز دیده می شوند. روی پایه گلدان، گزارش مصوری از یک نبرد بی امان میان درناها و کوتوله ها داده شده و شعاعهای نور بر فراز آن، به طرز ماهرانه و ظریفی سطح برآمده این مخلوط کن را بزرگتر جلوه گر می سازند. این صحنه های زنده، با دقت زاید الوصفی در شش ردیف با پهناهای متفاوت گنجانده شده اند، پهن ترین ردیف، نزدیک گردن ظرف قرار گرفته و نشانه ای است از بازگشت به انضباط و رسمیت شیوه هندسی پس از شیوه سست و از هم گسسته خاورمآبی متعلق به سفالینه پیدا شده از الئوسیس.

گلدان فرانسوا به شکل ابتدایی اسلوب معروف به نقش سیاه یا سیاهگون تزیین شده است، که کامل ترین و عالی ترین شکل آن را می توان در کولیکس (آبخوری دو دسته) ساخت سفالگر و تصویرگری به نام اکسکیاس مشاهده کرد. پیکره های سیاهگون به صورت سایه های نیمرخ نما بر زمینه روشن، طبیعی و سرخگون سفال نقش بسته اند. خطوط ظریف با استفاده از ابزاری نوک تیز در سایه های نیمرخ نما نقر شده اند و رنگ قرمز طبیعی سفال را عیان کرده اند. اشاراتی با رنگهای سفید و ارغوانی، مخصوصاً روی ظرف پیشین، جلوه دیگری به تزیین غالباً تک رنگی آنها می دهند. با آنکه از این گونه یادآوری است که سیاهی روی این ظروف یونانی نه در اثر استفاده از رنگ سیاه ایجاد شده نه لعاب، بلکه با استفاده از روکش یا خاک الک شده بسیار نرم دانه ای که با خاک رس همرنگ است ایجاد می شود.

در روش سه مرحله ای مورد استفاده یونانیان برای پختن سفال، مرحله نخست (اکسیداسیون) رنگ ظرف و روکش مزبور را قرمز می کند، در مرحله دوم (احیا) از ورود اکسیژن به درون کوره جلوگیری می شود و بدین ترتیب ظرف و روکش، هر دو سیاه می شوند، در مرحله نهایی (اکسیداسیون مجدد) ماده خشن تر سفال از نو اکسیژن جذب می کند و مجدداً قرمز می شود ولی روکش ظریفتر و سیلیکا دار قرمز نمی شود و به رنگ سیاه می ماند. سفالگران یونان پس از آزمایشهای طولانی توانستند نوعی «لعاب» مخمل گونه به رنگ کهربای سیاه بسازند. از رنگهای تزیینی سفید و ارغوانی به شیوه ای صرفه جویانه استفاده می کردند و این باعث می شد که پیکره ها با تضاد شدیدتری در زمینه سرخگون خود توجه بیننده را جلب کنند. این تسلط و مهار کردن عالی شکل، چارچوب مناسبی برای انبوه جزییات ناتورالیستی فراهم می آورد، که برخی شان سراپا زندگی دارند.

آبخوری دو دسته اکسكیاس با تصویری از دیونوسوس که روی کشتی در کنار هدیه هایش برای بشریت به پشت لم داده و به همراه دولفینهای بازیگوش به نرمی در آب پیش می رود و در حالی که دکل کشتی اش را یک درخت شاد انگور در خود پیچانده، سرآغاز سنت نوآورانه تماشایی تری است: سنتی که خبر از آغاز یک انقلاب در هنر جهان می دهد. اکسکیاس در طراحی بادبان این کشتی، از هیچ گونه نماد سنتی و قراردادی استفاده نکرده است که به معنی «بادبان» «خوانده» شود بلکه بادبان را آن چنان که در واقعیت هست، یعنی در حالی که باد بر پیکرش وزیده و شکم داده، مجسم ساخته است. در اینجا تصویری از عمل باد را می بینیم، بادی که به عنوان یک نیروی طبیعی به صورت ملموس نمایانده شده است و این به احتمال قوی نتیجه آگاهی جدیدی است که تصویر نسبت به حضور فیزیکی طبیعت پیدا کرده است. این آگاهی، همه جا گیر شد، در نظر پردازیهای ایونیها درباره ترکیب فیزیکی جهان و شعر سرشار از واقعیت هومر نیز هست: «اما بیدرنگ بادی از ساحل وزیدن گرفت که ما را خوش آمد – بادی بادبان پر کن ... دماغه کشتی به درون آب کشیده شد ... بادبانها ترق ترق کنان باز شدند ...».

با آنکه در آثار هومر خدایان همچنان گردانندگان عناصر طبیعت هستند، آنکه متوجه عوارض این عناصر می شود، آنکه زوزه بادهای پرتوان را می شنود، بوی نامطبوع را استشمام، طنابهای سفت کشیده را لمس و باران خیس کننده را حس می کند انسان است. او تجربه آدمی از جهان و خود جهان را تدریجاً به زبان فیزیکی درک می کند.

+ نوشته شده توسط فرانک نظریان در یکشنبه شانزدهم خرداد 1389 و ساعت 11:19 بعد از ظهر |

مقدمه

کم نیستند کسانی که ریاضیات را دانشی دشوار و دست نیافتنی و در ضمن خشک و خشن می‌پندارند و به همین مناسبت ، ریاضیدان و معلم ریاضی را فردی عبوس ، بی‌احساس و بی‌ذوق می‌پندارند و از اینکه کسی که سر و کار و رشته‌اش ریاضیات است، اهل ذوق و هنر و شعر و موسیقی باشد و از آن لذت ببرد، متحیر می‌شوند. آیا به واقع هنر و ریاضیات ، یا به عبارت دیگر ، زیبایی و ظرافت و ریاضی دو مقوله متضاد و دور از هم و ناسازگارند؟ آیا علاقه به ریاضیات و تخصص داشتن در آن ، به معنای بی‌ذوقی ، بی‌احساسی و دور بودن از زندگی است؟ انسان ترکیبی از احساس ، عاطفه و تاثیر پذیری از یک طرف و اندیشه و خرد و داوری منطقی از طرف دیگر است.

در واقع انسان ، مجموعه‌ای یگانه از جان و خرد است. احساس و منطق را با هیچ نیرویی نمی‌توان از هم جدا کرد. به قول هوشنگ ابتهاج عشق بی‌فرزانگی ، دیوانگی است. هر انسانی از تماشای چشم انداز یک دامنه سر سبز آرامش می‌یابد و در عین حال به فکر فرو می‌رود.شاعر احساس درونی خود را با شعر و نقاش با قلم و بوم بیان می‌کند. گیاه شناس در پی گیاه مورد نظر خود و زبان شناس در پی یافتن ریشه نامگذاری گیاه و داروشناس در جستجوی ویژگیهای درمانی آن است و ریاضیدان نحوه قرار گرفتن برگ و گلبرگها یا اندازه‌ها و شکلها را مورد مطالعه قرار می‌دهد. ولی هم گیاه عضوی یگانه است و هم انسان پس علت این گوناگونی در رابطه بین گیاه و انسان ، وجود جنبه‌های گوناگون و گسترده انسان و تجلی آنها در شرایط مختلفی است.

تاریخچه ارتباط ریاضیات و هنر

در دوران رنسانس ، نقاشان بزرگ ، ریاضی‌دان هم بودند. آلبرتی (1472 - 1404) نخستین نیاز نقاش را هندسه می‌دانست. او بود که در سال 1435 میلادی ، اولین کتاب را درباره پرسپکتیو نوشت. نقاشان و هنرمندان برای جان دادن به تصویرها و القای فضای سه بعدی به آثار خود ، به ریاضیات روی آورند. بنابراین همه نقاشان دوره رنسانس نظیر آلبرتی ، دیودر ، لئوناردو داوینچی ، ریاضی‌دانانی هنرمند یا هنرمندانی ریاضی‌دان بودند. دزارک که خود ، معماری هنرمند بود به خاطر همین نیاز نقاشان و با اثبات قضیه‌ای که به نام خود او معروف است، هندسه تصویری را بنیان نهاد و بعد از آن رفته رفته اصول بیشتری از ریاضیات تائید شد.

چرا ریاضیات و هنر تا این اندازه به هم نزدیکند؟

طبیعت ، سرچشمه زاینده و بی‌پایانی است برای انگیزه دادن به هنرمند و ریاضی‌دان. آنها از درون خود و از ایده‌ها سود می‌جویند و حقیقت را نه تنها آن گونه که مشاهده می‌شود، بلکه آن که باید باشد و آرزوی آدمی است، می‌بینند. هنر و ریاضیات هر دو کمال و ایده‌آل را می‌جویند.

ریاضیات کلید طلایی برای زیبایی شناسی

طبیعت عنصر تقارن را عنوان نشانه زیبایی به هنرمند تلقین می‌کند و سپس ریاضی‌دان با کشف قانونمندیهای تقارن به مفاهیم شبه تقارن , تقارن لغزنده می‌رسد و کوبیسم را به هنرمند (نقاش ، شاعر یا موسیقی‌دان) تلقین می‌کند. نغمه‌ها و آواهای موجود در طبیعت الهام دهنده ترانه‌های هنرمندان بوده و ریاضیدانان با کشف قانونهای ریاضی حاکم بر این نغمه‌ها و تلاش در جهت تغییر و ترکیب آنها گونه‌های بسیار متفاوت و دل انگیزی در موسیقی آفریده‌اند. هر زمان که محاسبه درست ریاضی در نوشته‌های ادبی رعایت شده، آثار جالب و ماندگار و نزدیک به واقعیت و قابل قبول برای مخاطب خلق شده است. یکی از نمونه‌های این مساله رعایت توجه صحیح آندره یه ویچ در افسانه ثروتمند فقیر به محاسبات ریاضی در داستان خود می‌باشد (البته بدون وارد کردن محاسبات عددی) که آن را به اثری ماندگار و قابل پذیرش تبدیل کرده است. ترسیمهای هندسی و نسبت زرین کمک شایانی به هنرمندان معمار و برج ساز و ... می‌کند.

زیبایی ریاضیات در کجاست؟

در واقع تمامی عرصه ریاضیات سرشار از زیبایی و هنر است. زیبایی ریاضیات را می توان در شیوه بیان موضوع ، در طرز نوشتن و ارائه آن در استدلالهای منطقی آن ، در رابطه آن با زندگی و واقعیت ، در سرگذشت پیدایش و تکامل آن و در خود موضوع ریاضیات مشاهده کرد. یکی از راههای شناخت زیباییهای ریاضیات (بخصوص هندسه) آگاهی بر نحوه پیشرفت و تکامل است. جنبه دیگری از زیبایی ریاضیات این است که با همه انتزاعی بودن خود ، بر همه دانشها حکومت می‌کند و جز قانونهای آن ، همچون ابزاری نیرومند دانشهای طبیعی و اجتماعی را صیقل می‌دهد، به پیش می‌برد، تفسیر می‌کند و در خدمت انسان قرار می‌دهد.

زیبایی مسائل ریاضی

برای بسیاری از مسائل ریاضی راه حلهای عادی وجود دارد که وقتی اینگونه مسائل را (با این روشها) حل می‌کنید، هیچ احساس خاصی به شما دست نمی‌دهد و حتی ممکن است تکرار آن شما را کسل کند. ولی وقتی به مساله‌ای برمی‌خورید که همچون دری مستحکم در برابر شما پایداری می‌کند و از هر سمتی به آن حمله می‌کنید ناکام می‌شوید... زمانی که ناگهان جرقه‌ای ذهن شما را روشن می‌کند... عجب!... پس اینطور!... چه زیبا!... و مساله حل می‌شود. در ریاضیات اغلب از اصطلاح زیباترین راه حل یا زیبایی راه حل استفاده می‌کنیم. ولی چرا یک راه حل مساله ما را تنها قانع و راضی می‌کند در حالی که دیگری شوق ما را برمی‌انگیزد و شجاعت فکر و ظرافت روش را آن موجب شگفتی ما می‌شود؟ راه حل زیبا باید تا حدی ما را به شگفتی وا دارد ولی تنها وجود یک جنبه نامتعارف و غیر عادی زیبایی استدلال ریاضی را روشن نمی‌کند، بلکه باید عینیت نیز داشته باشد.

هم ریختی نمونه با پدیده مورد نظر و سادگی درک نمونه و سادگی کار کردن با آن ، مفهوم عینی بودن را تشکیل می‌دهد. با بکار گرفتن عینیت ، زبان دشوار پدیده را به زبان ساده‌تر مدل عینی ترجمه می‌کنیم و نتایج لازم را بدست می‌آوریم.وقتی که دانش آموزی می‌خواهد به تنهایی مساله دشواری را حل کند نمونه عینی پدیده‌ای را باید در مساله شرح دهد، برای خودش بسازد، دشواری مساله‌های نامتعارف در این هست که برای حل آنها باید بطور مستقل نمونه همریخت (مساله هم ارز) را انتخاب کرد به نحوی که از پدیده نخستین ساده‌تر باشد. نامتعارف بودن این نمونه و نامنتظر بودن آن به معنای زیبایی و ظرافت راه حل است. زیبایی حل یک مساله را وقتی احساس می‌کنیم که به کمک یک نمونه عینی بدست آید و در ضمن نامنتظر باشد که بطور مستقیم به ذهن هر کسی نمی‌رسد و به زحمت در دسترس قرار می‌گیرد.

رابطه زیباشناسی ریاضی

نامنتظر بودن + عینی بودن = زیبایی


این رابطه به فرهنگ ریاضی مربوط می‌شود و کسی که چنین فرهنگی دارد، دید گسترده‌تری دارد، با کمترین نشانه‌ها ، شباهت بین زمینه‌های مختلف ریاضی را پیدا می‌کند و به کشف رابطه بین آنها و فرمول‌بندی و استفاده از روابط گوناگون بین آنها می‌پردازد. و بدین ترتیب مساله را نامتعارف‌تر و زیباتر از بقیه حل می‌کند و با ساده‌ترین و کوتاه‌ترین و در عین حال جالب‌ترین روش به جواب مساله می‌رسد و موجب شگفتی و لذت خود و بقیه می‌گردد
+ نوشته شده توسط فرانک نظریان در یکشنبه شانزدهم خرداد 1389 و ساعت 11:8 بعد از ظهر |

 

+ نوشته شده توسط فرانک نظریان در دوشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1389 و ساعت 8:54 بعد از ظهر |

گزارش جلسه هشتم انسان شناسی

موضوع این جلسه مردم شناسی عشایربودکه توسط خانمها غلامی ووارسته ارائه وتوسط خانمها نوری وعقدایی نقد گردید.

بومی ترین بحث انسان شناسی موضوع عشایراست وبزرگترین چهره های جامعه شناسی دراین موردبحث کرده اند.

برای اینکه بتوانیم فرهنگ ایران رابشناسیم بایدبه گذشته ی ایران که همان عشایر می باشدبنگریم.

زندگی عشایری پشت صحنه ی فرهنگ ماست.

درکتاب فرهنگ یاریگری که ازآثاردکترفرهادی می باشدبسیاربه فرهنگ عشایر پرداخته است.

ایلات وعشایردیگران شهری جامعه ی ماهستند.

فهرست مطالب:

-منظورازجامعه ی عشایری دردانش انسان شناسی چیست؟

-سابقه ی تاریخی جامعه ی عشایری چگونه است؟

-تقسیم بندی عشایربه چه صورت است؟

-ایلات وعشایرازنظر زبانی چگونه تقسیم بندی می شوند؟

.

.

.

.

عشایر برای مابقایایی ازگذشته ی تاریخی ماهستند.

اگرزلزله نبودهیچ تمدنی به وجود نمی آمد.اگرتحولات داخل زمین نبودنه کوههابه وجودمی آمدندونه زمینهای زراعی.

اولین شهرهاوروستاهادرمناطق زلزله خیزبوجودآمدند.

عشایراهمیت تاریخی-سیاسی زیادی درایران دارند.

قبل ازرضاخان حکومتهابراساس هویت عشیره ای شکل گرفته اند.

هرودوت اولین کسی بودکه توصیفی درباره ی اقوام ایرانی وسبک زندگی ایرانی انجام داد.

-کتاب انسان درعصرتوحش ازاولین رید

-کتاب کویرازپاریزی

اریکافریدل همراه شوهرش به ایران آمدودربویراحمدبه تحقیق میدانی پرداخت که ازآثاراوکتاب زنان دهکوه می باشدکه ازشاهکارهای ادبیات انسان شناسی است.

آثارریچاردتپردرباره ی شاهسونها می باشد.

-ایل من بخارای من ازآثار محمدبهمن بیگی است.

اولین ایرانی که دکترای مردم شناسی گرفت نادرافشارنادری بودکه بنیانگذارفیلمهای اتنوگرافیک عشایربود.به انسان شناسی خیلی سمت وسوداد.

بارث درنروژ-درموردفارس کارهای مردم شناسی داشت.

 

 

+ نوشته شده توسط فرانک نظریان در دوشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1389 و ساعت 5:2 بعد از ظهر |

گزارش جلسه هفتم مردم شناسی

موضوع این جلسه انسان شناسی دین بود که توسط خانمها پورنعمت ونجفی ارائه وتوسط آقایان کاوه وصفیاری نقدگردید.

تفکر:یک موضوع راانتزاعی کرده وتبدیل به مفاهیم می کنیم.

رئوس مطالب

تاریخچه

مقدمه

تعریف دین ازدیدگاه انسان شناسی

.

.

.

.

درمیدان کار انسان شناسی دین ازسحروجادوتااشکال سازمان یافته ی دینی روبرهستیم.

نظریه های ارائه شده:

1-کلیفوردگریتس که بحث دین رابه عنوان یک ایدئولوژی مطرح کرد

2-ادواردبرنت تایلرکه بحث جاندارانگاری را مطرح ساخت

.

.

که تعریف گریتس از بقیه ی تعاریف مقبولتراست البته نقدهاومشکلاتی هم دارد.

ار.ارمارت اعتقادبه نیروی فراطبیعی غیرشخصی رامطرح کرد.

دورکیم:اموررابه دودسته قدسی و غیرقدسی تقسیم می کندودین راقدسی می داند.

دورکیم دین رابه عنوان یک سیستم اعتقادی و مجموعه اعمالی می دیدکه مردم رادرگروههای مختلف به یکدیگرپیوندمی دهد.(دورکیم بیشتریک انسان شناس بودتایک جامعه شناس)

انواع اعتقادات دینی :

1-اعتقادبه قدرتهای ماوراء الطبیعه

خدایان والهه ها-ارواح اجداد-توتم گرایی(حیوانی-گیاهی)-مانا-شامانیسم-آنیمیسم

2-بت پرستی

3-یگانه پرستی

+ نوشته شده توسط فرانک نظریان در سه شنبه چهاردهم اردیبهشت 1389 و ساعت 11:19 قبل از ظهر |

گزارش جلسه ششم مردم شناسی

دراین جلسه کتاب انسان شناسی یاریگری معرفی گردید که ازآثارآقای دکترمرتضی فرهادی می باشدکه بسیارنظری وفرهنگی می باشد.قبلا کتابهای فرهنگ یاریگری وواره ازایشان به چاپ رسیده است.

کتاب انسان شناسی یاریگری شامل مقدمه ای105صفحه ای می باشددرموردعلوم اجتماعی ونقدهای مربوط به آن.

-فصل اول:رفتاریاریگرایانه جانوران

-فصل دوم:آدمی گری ویاریگری

-فصل سوم:فضای مفهومی مشارکت

-فصل چهارم:نظریه های همکاری

-فصل پنجم:کم توجهی به مفهوم یاریگری درعلوم اجتماعی

.

.

.

.

دراین جلسه موضوع مردم شناسی شهری توسط خانمها کلهری وحسینی ارائه داده شد.

مباحث موردبررسی عبارتنداز:

-ویژگیها-کارکردهاوکاربردهای آن

-انسان شناسی شهری ورابطه ی آن باجامعه شناسی شهری-برنامه ریزی شهری وجغرافیای شهری

-تاریخچه

-نظریه هاودیدگاهها

-حوزه های پژوهش

-انسان شناسی شهری درایران

نگاه انسان شناسانه تطبیقی است.

انسان شناسی مطالعه واقعیتهادرموقعیتهاست.

شهروند یک هویت اجتماعی است.

آنچه امروزانسان شناسی راازجامعه شناسی جدامی کندروش پژوهش است.

شهرناهمگن است برخلاف روستاچون فرهنگهای مختلف وناشناس باهم جمع شده اند.

شهریک برساخته تاریخی است.

مردم نگاری به انسان شناسی شهری هویت می دهددرمقایسه باجامعه شناسی شهری.

فرق اساسی بین انسان شناسی شهری با برنامه ریزی شهری این است که در برنامه ریزی شهری ما به دنبال حل یک مساله خاص هستیم مانند حمل ونقل شهری.

برنامه ریزی شهری(خاص)

انسان شناسی شهری(عام)

کلیدی ترین مفهوم درمفاهیم شهری فضااست که بسیارتعیین کننده است.

 

 

+ نوشته شده توسط فرانک نظریان در چهارشنبه هجدهم فروردین 1389 و ساعت 7:51 بعد از ظهر |

گزارش جلسه چهارم مردم شناسی

موضوع موردبحث مردم شناسی خویشاوندی بودکه توسط خانمها سنجری-کریمی ونظریان ارایه وتوسط خانمها پورنعمت ونجفی نقد گردید.

دراین جلسه به سه موضوع کلی از قبیل خویشاوندی-ازدواج وخانواده

فهرست مطالب ارایه شده به شرح زیر می باشد:

-واژه هاواصطلاحات خویشاوندی(کلان-ژانس-توابع نصفه ونیمه-سیب وسیبلینگ-فراتری)

-تعیین الگوهای تبار خویشاوندی

-معرفی الگوهای روابط خویشاوندی(توتمی-نامشروع-شیری-خواندگی)

-روابط خویشاوندی درجوامع سنتی ایران

-مفاهیم وتعاریف اولیه ازدواج

-قانونهای سه گانه ازدواج(عرفی-شرعی-مدنی)

-تنوع قوانین عرفی والگوهای ازدواج(درون همسری-برون همسری-ازدواج باخویشان موازی-ازدواج باخویشان متقاطع)

-الگوهای گوناگون ازدواج(تک همسری-چندهمسری-گروهی-لویرات-سورورات-ازدواج نیمه یاازدواج نصفه و.........)

-ازدواج درایران

-شناخت وبررسی وتجزیه وتحلیل خانواده

-کارکرد خانواده و........

 درتکمیل موضوع به الگوهای متنوع خانواده-الگوهای اقامت وقدرت در خانواده ودر نهایت درایران پرداخته شد.

 

+ نوشته شده توسط فرانک نظریان در دوشنبه شانزدهم فروردین 1389 و ساعت 9:18 بعد از ظهر |
img/daneshnameh_up/6/66/jp0171.jpg
دایره رنگ
دایره رنگ به 12 بخش تقسیم می‌شود که از آن میان 3 رنگ قرمز،‌آبی و زرد، رنگ اصلی است . اگر این سه رنگ را ازدایره رنگ بیرون بکشیم و درجای خود به یکدیگر وصل کنیم ، یک مثلث متساوی الضلاع به دست خواهیم آورد که رنگ قرمز در راس آن ، رنگ زرد در انتهای ضلع راست ورنگ آبی در انتهای ضلع چپ مثلث قرار می‌گیرد . این سه رنگ را رنگهای اصلی و درجه اول نامیده‌ایم.
سه پله رنگی که مابین رنگهای اصلی می‌بینید، در واقع نمایش تلاشی است که این رنگها برای نزدیک‌تر شدن به یکدیگر انجام می‌دهند. رنگ قرمز به تدریج با روشن‌تر شده به وسیله آمیزش با زرد و عبور از نارنجی و پرتقالی ‌بالاخره به زرد نزدیک می‌شود و رنگ زرد نیز به همین ترتیب با پذیرش پله به پله رنگ آبی و ایجاد طیفی از سبز و زنگاری به آبی نزدیک می‌شود و با همین روش رنگ آبی را قبول رنگ قرمز و ایجاد طیفی از کاربنی و بنفش بار دیگر به قرمز نزدیک می‌شود.
اتصال دایره میانی به 3 طیف،‌ یک مثلث متساوی الاضلاع معکوس، از سه رنگ نارنجی،‌زنگاریو بادمجانی می‌سازد، که در اولی قرمز و زرد، در دومی زرد و آبی و در سومی آبی و قرمز تقریبا به یک میزان جلوه می‌کند. این مثلث دوم معکوس را رنگهای درجه دوم می‌نامیم.
شش رنگ باقی مانده در اطراف این دو مثلث در دایره رنگ،‌ رنگهای درجه سوم است که ترکیبهایی غیر منظم و نابرابر از تداخل دو رنگ اصلی است. این چرخه همان گردونه‌ای است که اگرآن را خوب یاد بگیرید می‌توانید از تمام دنیای رنگ عبور کنید.
+ نوشته شده توسط فرانک نظریان در دوشنبه شانزدهم فروردین 1389 و ساعت 8:46 بعد از ظهر |

گزارش جلسه سوم مردم شناسی

موضوع مورد مطالعه انسان شناسی درایران بود که توسط آقایان کاوه وصفیاری ارایه وتوسط خانمهاهاشم زاده وسلطان زاده نقد گردید.

دراین موضوع مردم شناسی ایران به دودسته تقسیم شد:دانشگاهی وغیردانشگاهی.که درهردونوع هم متون وهم ویژگیهای آنهابیان گردید.

مواردی که به آنها پرداخته شد به شرح زیرمی باشد:

موج اول:به پیشگامان وبنیانگذاران انسان شناسی پرداخته شد.

موج دوم:کارمیدانی-اتنوگرافی

موج سوم:الف-اهمیت ترجمه ومعرفی نظامهای نظری

           ب:آثاردانشگاهی-پایه ای وعمومی برای دانشجویان

موج چهارم:توجه همزمان کارمیدانی وکارنظری و...........

درتکمیل موضوع اسطوره شناسی مطرح شدکه همیشه شیوه های سنتی سبک زندگی رابررسی می کرده اندومردم سناسی مردم شهررا نادیده می گرفته اند.

عناوین کتابهایی که معرفی شد عبارتنداز:

ایل من بخارای من اثرمحمدبهمن بیگی

تحلیل ساختاری شوخیهای عامیانه اثردکتر نعمت اله فاضلی

+ نوشته شده توسط فرانک نظریان در دوشنبه شانزدهم فروردین 1389 و ساعت 8:31 بعد از ظهر |

گزارش جلسه دوم مردم شناسی

موضوع مورد بحث مطالعات فرهنگی بودکه توسط آقای خیرخواه ارایه وتوسط خانمها سنجری-کریمی ونظریان نقدگردید.

درمورد مطالعات فرهنگی محوربحث تحول ازانسان شناسی به مطالعات فرهنگی بودوبه موضوعاتی از قبیل تاریخچه سیرتحول انسان شناسی-تحول درآموزش ودروس دانشگاهی-نسبت انسان شناسی ومطالعات فرهنگی-تحولات معرفت شناختی وفکری وفلسفی و 000مطرح گردیدودرتکمیل بحث مسایلی از قبیل آرزوهای مطالعات فرهنگی-رابطه آن بااخلاقیات وجامعه شناسی-زبان مطالعات فرهنگی و000بیان شد.

نکاتی که توسط استاد بیان گردید به شرح زیر می باشد:

فرهنگ به مثابه ی یک امرمعمولی یا یک مقوله ی فراگیراست0ذهنیت مااین است که می پنداریم فرهنگ یعنی شاعران یاکلمات حکیمانه0اشراف واعیان فرهنگ رایک خصلت طبقاتی می دانستندومی گفتند این فرهنگ والا فقط درخدمت نخبگان است.

ازسال1350 به بعداین وضع تغییر کردوثابت شدکه مردم عادی هم یک معناراتولیدمی کنندویک تجربه زیسته دارندوبه آن فرهنگ عامه پسند گفتنددرمقابل فرهنگ نخبه پسند.

مثلافقط موسیقی کلاسیک موسیقی نیست بلکه هرنوایی که مردم احساس می کنندیاتولیدمی کنندیک موسیقی وفرهنگ است0وظیفه دانش این نیست که قضاوت کندبلکه کارش این است که این تبعیضهارا آشکارکند0

+ نوشته شده توسط فرانک نظریان در دوشنبه شانزدهم فروردین 1389 و ساعت 7:40 بعد از ظهر |
 ورزش



img/daneshnameh_up/c/c1/w.jpg

ورزش

ورزش شامل فعالیت هر کس با یک منظور و در محیطی متفاوت از محیط روزانه برای مسابقه، لذت بردن ، برای کسب برتری، برای پیشرفت مهارت یا ترکیبی از تعدادی از این هاست. تفاوت منظور همراه با در نظر گرفتن مهارت فرد یا گروه یا دلیری علامت مشخصه ورزش است.
بنابر این پریدن از روی یک مانع در مقابل دیدگان هزاران نفر در یک میدان سر پوشیده ورزش است در حالی که پریدن از روی یک چشمه هنگام پیاده روی در روستا فقط تلاش برای خیس نشدن پای فرد است.
انواع مختلفی از ورزش وجود دارند و انسان ها قسمت مهمی از وقت، پولو دلبستگی خود را نه فقط به عنوان شرکت کننده بلکه به عنوان تماشاگر به آن ها اختصاص می دهند .
ورزش امروزه در جهان به وسیله ای مبدل شده که انسان ها را با هم متحد و آشنا کرده و بین آن ها پیوند اخوت و برادری برقرار می کند و مهمترین هدف و وظیفه ورزش همین است ایجاد مودت و دوستی بین ورزش کاران که هر چند در میدان رقیب هم هستند اما در خارج از میدان به عنوان رفیق همدیگر می باشند .
ورزش ترکیبی از فعالیت های فیزیکی عادی و معمول و مهارت های شخصی و به عنوان تفریح و یک سری از قوانین که برای مسابقه ، لذت بردن و رسیدن به برتری است. ترکیب شخصیت هایی با مهارت های متفاوت در یک ملت، شجاعت و دلاوری آن ملت را افزایش می دهد .



تاریخچه ورزش

img/daneshnameh_up/c/cf/تاریخچه.jpg

تمدن ها در ورزش سراسر تاریخ ، توانستند یک معامله بزرگ که تغییر اجتماع و ماهیت در ورزش است را آموزش بدهند . آن ها چیزهای بسیار جدیدی از هنر را در فرانسه ، آفریقا و استرالیا ی ما قبل تاریخ که مدرک آن در مراسمات رسمی تهیه شد را کشف کنند .
این کسب مهارت ها وابسته به سفارش مردم است که برای یافتن معانی فعالیت ها در ورزش به صورت یک مروارید گران بها می درخشد . مثلا ورزش ژیمناستیک در میان چینی ها پیشینه‌ی زیادی دارد .
ورزش های دیگر شامل : پرتاب نیزه ، پرتاب دیسک و پرش بلند و کشتی است. رسوم سنت گرایی ورزش باستانی ایرانی ، هنر زورخانه ای بود که اکنون با این روش تماس اندکی دارند . در میان دیگر ورزش های ایرانی چوگان و پرتاب نیزه هم وجود داشت. دسترسی به ورزش های عمومی با تاسیس یونان قدیم ، ایجاد شد . کشتی ، دومیدانی ، بوکس ، پرتاب نیزه ، پرتاب دیسک و مسابقه ارابه سواری نیز در آن زمان متداول بود.
بازی های المپیک هر چهار سال یک بار در دهکده‌های کوچک مثل یونان باستانبرگزار می شد و مردم سراسر جهان به این المپیک ها فرا خوانده می شدند.
وجود ورزش های منظم برای موجودات زنده مطابق المپیک قرن قدیمی و قرن حاضر است. فعال شدن موجودات برای تنظیم غذا و خوراک خود موجب منظم انجام شدن فعالیت ها برای لذت بیشتر مسابقات و فعالیت هایی مثل ماهیگیری و باغبانی است . انقلاب صنعتی موجب زیاد شدن آلودگی و فرصت نداشتن تماشاگر ورزشی برای دسترسی و تمایل به بازی های جهانی شده است. محبوبیت و تمایل داشتن مانند ماشین افزایش گر، موجب ترقی‌های حرفه ای متداول ورزشی می شود . توضیح بیشتر در تاریخچه ورزش


اهمیت ورزش

امروزه ورزش یکی از اموری است که به عناوین مختلف در جهان مطرح شده و گروه زیادی به اشکال گوناگون با آن سرو کار دارند. برخی از مردم، ورزشکار حرفه ای اند و گروهی ورزشکار آماتور . گروهی طرفدار و علاقه مند به ورزش و دیدن برنامه ها، مسابقات و نمایش های ورزشی بوده، وعده ای نیز از راه ورزش امور زندگی خویش را می گذرانند.
وزارتخانه ها و ادارات ورزشی فراوانی تاسیس شده و مخارج زیادی صرف ورزش ، ساختن استادیوم ها، مجتمع ها و باشگاه های ورزشی و نیز تهیه وسائل و لباس های ورزشی و یا تماشای مسابقات ورزشی می شود. بخش های قابل توجهی از برنامه های تلویزیون ، رادیو، مجلات و سایر رسانه های گروهی، به ورزشی و اخبار ورزشی اختصاص دارد و خلاصه ورزش یکی از اموری است که در جهان به صورت جدّی مطرح بوده و از جهات مختلف دارای اهمیت می باشد، از جمله: توضیح بیشتر در اهمیت ورزش




رده بندی ورزش


دانستن یک روش برای یک گروه ورزشی هدف بسیار مهمی است و نشان دهنده ی یک نامزد جامع برای ورزش است :

مسابقه




رقابتی



 

مهارتی





ورزش هائی که در چند طبقه بندی قرار می گیرند



جوانمردی در ورزش

عامل اصلی در ورزش که بیشتر اوقات همه را به سوی خود جلب می کند انگیزه و سود در آن است . برای مثال ، قایق رانی و اسب دوانی نیاز به مهارت زیاد دارند . علت بروز حرکات جوانمردانه در یک فعالیت به وسیله ی یک آرزو و یا روحیه خوب ، تمایل به کسب لذت برای خود است . اما تحمل فشار در بیشتر اوقات به صورت انفرادی ، کار بزرگی است و مقدمه ای برای یک تکنولوژی به نظر می رسد و این کار لذت بیبشتری دارد .
فرصت مردم برای فعالیت ها و مسئولیتشان در بیشتر اوقات ، برای جستجو و احترام گذاشتن در ورزش است که با پیوستن فدراسیون ورزشی به IOC ، هر انسان برای خود فرصتی را برای ورزش کردن تنظیم می کند . در این راه ، تکمیل کردن فرصت ها در فعالیت های ورزشی رسمی بیشتر است . بیشتر فعالیت های عمومی ، مشهور و معروف اند و تعقیب کردن فعالیت های گوناگون زمان زیادی می خواهد .
جوانمردی در یک بازی معین باید به گونه ای باشد که هر رقیب چه بعد از مسابقه و چه قبل از مسابقه آن را رعایت کند . جوانمردی نباید در بردن اجرا شود بلکه باید در باختن هم باشد . برای مثال در فوتبال یک ورزشکار نباید خارج از رفتار ورزشی در مقابل دیگران بازی کند و توپ را خارج از زمین لگد بزند . هم چنین از تیم های دیگر هم در پرتاب اوت انتظار صحیح می رود و ...



ورزش و تدبیر

 

ورزشکاران بزرگ برای وضعیت های خیلی دشوار در ورزش ، زمینه ی تدبیر را در نظر می گیرند . برخی احساسات در تخریب احتمالی تدابیر ، نقش موثری دارند و ممکن است احساسات دیگران به طور طولانی ، موجب تقویت تیم شده و موثر واقع شود .
در المپیک برلین تابستان 1936 نگاه داشتن تصاویر شاید موجب شناسایی بهتر تمدن ها و تقویت تبلیغ در سراسر رویداد ها می شد . در تاریخ ورزش اسکاتلند و ایرلند نیز ورزش ، به صورت برتر است که برای مثال ، مطابق علامت های تخصصی در فوتبال اسکاتلند ، بازی فوتبال انجام می شود که نشات گرفته از فوتبال انگلستان است .




هنر و ورزش

ورزش به هنر خیلی وابسته است .
اسکی روی یخ و تای چی ورزش های هنری است برای رسیدن به یک منظره ی تماشایی ، و موجب حادثه و تجربه ای برای تماشاچی می شود . همین طور وجود تماشاگران عامل اصلی این فعالیت های ورزشی و هم چنین به اجرا در آوردن هنر شان است و چنین هنری مثل اجرای هنر ژیمناستیک و غیره است .

حقیقت هنر ورزش ، در برخی مواقع احتمالی ، به ماهیت آن ورزش بستگی دارد
+ نوشته شده توسط فرانک نظریان در دوشنبه شانزدهم فروردین 1389 و ساعت 2:27 بعد از ظهر |
نقش و نگار فرش ایرانی
 
طرح محرمات
فرش ایرانی را میتوان از نظر طرح و نقش به دو گروه کلی تقسیم نمود، فرشهایی با طرح هندسی و فرشهایی با نقوش منحنی که به نام فرشهای گلدار هم شناخته میشوند.

• طرحهای هندسی
تمام فرشهای این گروه با خطوط افقی، عمودی و موربی که در اندازه های مختلف و نقشهای تکرار شونده در سراسر فرش قرار میگیرند تزئین می شوند.این قالیها توسط ایلهای چادرنشین بافته میشود که هر یک نقوش و موتیفهای خاص خود را دارند. یک روش مهم تشخیص اینکه فرش مورد نظر حاصل دست چه ایلی و در چه منطقه ای است، از طریق همین نقوش ویژه میسر میشود.

• طرحهای منحنی
یک خصوصیت برجسته قالی ایرانی، نقشهای پیچیده و نمادین آن است که همواره متخصصین و هنردوستان را در سراسر جهان به تحسین واداشته است. عده بسیاری عقیده دارند که نقش قالی ایرانی، بر خلاف آنچه تصور میشود نمادین یا سمبولیک نیست، بلکه بازتاب آن احساس قرابت و نزدیکی است که فرد ایرانی نسبت به محیط اطراف خود و نقشهای موجود در طبیعت در خود داشته است.

طبیعت، بزرگترین منبع الهام طراحان فرش بوده است، گاهی نیز بعضی طراحان نقوشی از فرهنگهای دیگر چون چین و عربستان را در طرحهای خود وارد کرده اند. طراحی فرش در ایران از سابقه ای چندین صد ساله برخوردار است که با نقوش نزدیک به طبیعت درخت، گل، پرنده و ابر اجرا میشده است و این اشکال با عبور از هر نسل به تدریج ساده و انتزاعی شده و در عین حال به پیچیدگی نقوش آن افزوده گشته است.

یک شکل عمده در فرش ایرانی، به خصوص در انواع بزرگتر آن، طرح لچکی یا استفاده از یک قاب بیضی یا گاهی متمایل به لوزی در مرکز است که نقشها در دور و میان آن قرار میگیرند و به آن ترنج میگویند.

در طی سالیان، پژوهشگران هنر و متخصصین قالی بافی و هنرهای دستی در زمینه طبقه بندی طرحها و نقوش قالی ایرانی به کوششهایی دست زده اند و مجموعا به 17 گروه اصلی تقسیم کرده اند که البته هر یک دارای طرح فرعی ایست. این 17 گروه از این قرارند:

طرح ابنیه باستانی

1. طرح ابنیه باستانی : در این طرح، نقوش با الهام از کاشی کاری، ساختار و اشکال هندسی بناها به وجود می آیند. از نقشهای اصلی این سبک، چندین طرح فرعی حاصل شده که از بین آنها میتوان به طرحهای "تخت جمشید"، "طاق بستان"، طاق کسری (ایوان مدائن) و طرح جدیدتر "زیر خاکی" را نام برد.

2. طرح شاه عباسی : شاه عباس صفوی، از جمله شخصیتهای تاثیر گذار در هنر ایران به شمار میرود و طرح شاه عباسی نیز با گل زنبق درشت و معروفش که گل شاه عباسی نامیده میشود، از جمله طرحهای محبوب زمان او به شمار میرود. در فرشهایی با این نقوش، گل شاه عباسی با برگها و گلها جلوه میکند. از جمله طرحهای فرعی این طرح میتوان به شیخ صفی، درخت، حیوان، شاه عباسی مزین و لچک ترنج اشاره نمود.

3. طرح اسلیمی یا مارپیچ : عنصر اصلی این طرح، شاخه های مارپیچی هستند که با گل و برگ احاطه شده و انشعابهای آن به نقوش اسلیمی ختم میشوند.

معروفترین اسلیمی ها ، اسلیمی دهن اژدر است. در این نوع اسلیمی انتهای هر شاخه به دو بخش متقارن منشعب می گردد و بصورت دهان اژدها نشان داده می شود و روی ساقه شاخه ها جوانه هایی در نقاط مختلف تزئین شده است كه بیشتر این جوانه ها را اسلیم مینامند.

شاید كلمه اسلیمی از اسلیم به معنای جوانه باشد و شاید هم این لغت مصغر اسلامی باشد، می دانیم كه در هنرهای اسلامی از این طرح بسیار استفاده شده است. این طرح به دلیل تغییرات و دخل و تصرف ها به گروههای فرعی بسیار تقسیم شده است. مانند اسلیمی، اسلیمی بندی، اسلیمی شكسته، اسلیمی دهان اژدر، اسلیمی لچك ترنج، اسلیمی ترنجدار و اسلیمی ماری.

طرح افشان

4. طرح افشان : در طرحهای افشان، نقوش معمولا از یک نوع (مثلا گل یا پرنده) بوده و به یکدیگر متصل هستند. قلم طراح در طول اجرای طرحهای افشان از ابتدا تا انتها بر روی کاغذ باقی میماند و طرح در هیچ نقطه ای قطع نمیشود.

تنها در جاهایی که شاخ و برگها در زمینه پخش و پراکنده میشوند، طرح از هم گشوده میشود. طرحهای ختایی افشان، دسته گل افشان، طرح حیوانی افشان و ترنج افشان از جمله طرحهای فرعی این طرح هستند.

5. طرح تزئینی : بعضی از این طرحها، شبیه نقش بافته های مناطق مرزی کشورهای همسایه با ایران است و گاهی به نام آنها شهرت یافته است. تحقیقات فراوان نشان میدهد که بعضی از آنها در واقع ایرانی هستند و توسط همسایگان ایران الگو برداری شده اند. بعضی از این طرحهای مشهور عبارتند از طرح افغانی، طرح قفقازی و گوبلن.

6. طرح بندی (بند بندی) : هنگامی که یک بخش کوچک از طرح تکرار شود و در طول و عرض قالی نقشی پیوسته ایجاد کند، نقش حاصل، طرح بندی نامیده میشود.در زیر مجموعه طرح بندی گروههای متعددی وجود دارند که از جمله میتوان به بندی مستوفی، بندی شکسته، بندی کتیبه، بندی ورامین، بندی درختی،بندی مجلسی، بندی بختیاری و بندی خشتی اشاره نمود

7. طرح بوته : اساس این طرح، موتیف سرو خمیده(بوته) است که از قدیمیترین نقوش ایران و هند است. در قالی ایران، این طرح شکلها و اندازه های متعددی می یابد، بعضی از طرحهای فرعی مشهور بوته عبارتند از: بته(بوته) جقه، بوته سرابند، بوته خرقه ای، بوته قلمدان اصفهان، بوته سنندجی و بوته افشاری

طرح بندی (بند بندی)

8. طرح درختی : هرچند استفاده از شاخه های ساده و انتزاعی در طراحی قالی ایرانی بسیار معمول است، اما نقوش درختی به خاطر شباهت مشخص خود به فرمهای طبیعی از آن متمایز است. در میان شاخه های فرعی این طرح میتوان به درخت و حیوان، درخت گلدانی و بید مجنون اشاره نمود.

9. طرح شکارگاه : درست مانند طرح درختی، حیوانات موجود در این طرح هم بسیار نزدیک به طبیعت ترسیم میشوند. طرحهای فرعی آن شامل: شکارگاه خشتی، شکارگاه لچکی، شکارگاه افشان هستند.

10. طرح قابی یا خشتی : اساس این طرح استفاده از قابهای متعددی است که در هر یک تصویر مستقلی وجود دارد که میتواند تکراری یا تک باشد. از جمله طرحهای فرعی آن میتوان به خشتی مارپیچ و خشتی ستونی اشاره نمود.

11. طرح گلفرنگ (گل اروپایی) : این طرح در اصل ترکیب بندیهایی با نقوش اصیل ایرانی است که در آنها گل سرخ با رنگهای تیره و روشن وجود داشت و بعدها به خاطر طبیعت گرا بودن، به طرح اروپایی یا فرنگی مشهور شد. از جمله زیر گروههای این طرح میتوان طرح گل بیجار، گل مستوفی، گل خشتی، دسته گل و گل و مرغ را نام برد.

12. ترکمن یا بخارا : طرح فرشهای ترکمن از لحاظ هندسی و شکستگی خطوط در ردیف طرحهای ایلی و خاص مردم کوچ نشین است که بطور ذهنی و بدون نقشه بافته می شود. ترکمنی قاب یمونی ، ترکمنی شانه ای، ترکمنی غزال گز(چشم آهو)، ترکمنی آخال، ترکمنی چهار قاب، ترکمنی خورجینی و ترکمنی قاشقی، طرحهای فرعی این طرح را تشکیل می دهند.

طرح گلدانی

13. طرح گلدانی : در این طرح، گلدان در اندازه های مختلف به کار برده میشود، ممکن است یک گلدان بزرگ تمام قالی را بپوشاند یا نقش گلدانهای کوچک در سراسر فرش تکرار شود. این طرح زیر مجموعه بزرگی دارد که گلدان ختایی، گلدان دو طرفه، گلدان محرابی، گلدان افشان، گلدان حاجی خانم و گلدان لچک ترنجی از آن جمله اند.

14. طرح ماهی درهم : هرچند این طرح توسط طراحان امروزی بسیار متنوع و غنی شده است، اما نقش آن در اصل محصول خلاقیت چادرنشینانی است که آنرا حفظ نموده اند. این طرح برای اولین بار در بیرجند بافته شد و طرح آن به زودی از محبوبیت فراوانی برخوردار شده و تا شهرهای دوری چون همدان و آذربایجان نیز رواج یافت و در هر ناحیه خصوصیات خاصی پیدا کرد. از این رو طرح ماهی درهم تنوع زیادی دارد که ماهی کردستان، ماهی ریز، ماهی فراهان از آن جمله اند.

15. طرح محرابی یا سجاده ای : این طرح با زمینه ساده، ستونها و شمعدانهایی در دو طرف و نقوش گل و گیاه اجرا میشود، طرحهای فرعی آن شامل محرابی گلدان و ستون دار، محراب و منظره و محراب و شمعدان است.

16. طرح محرمات : این نام به طرحی اطلاق میشود که به شکل نوارهایی در طول قالی اجرا میشود. هر نوار دارای نقشها و رنگهای خاص خودش است.این طرح در بعضی از مناطق ایران طرح قلمدانی نامیده میشود. زیر مجموعه آن شامل قلمدانی افشان، گل ریز (با پس زمینه تک رنگ) و بوته (با رنگهای متعدد پس زمینه) .

17. طرح مرکب : علاوه بر طرحهای اصیل و اوریژینال، طرح ها در گذر زمان با یکدیگر ترکیب شده و طرحهای ترکیبی از به هم پیوستن دو یا چند طرح اصلی، به وجود آمده اند.
+ نوشته شده توسط فرانک نظریان در دوشنبه شانزدهم فروردین 1389 و ساعت 2:9 بعد از ظهر |

شکلات

مقدمه

شکلات، ماده ایست که در تهیه ی انواع شیرینی جات در سراسر دنیا به کار می رود. این ماده را از دانه های درخت گرمسیری کاکائو به دست می آورند. اغلب واژه کاکائو و شکلات را به جای هم به کار می برند. اما باید بدانیم که کاکائو ماده ای تلخ مزه است که اصلاً به تنهایی استفاده نمی شود. در صنعت تهیه ی شکلات، این ماده را این گونه تعریف می کنند: دانه ی کاکائو از یک بخش جامد تشکیل شده است. این دانه همچنین شامل چربی می باشد که مخلوط این بخش جامد با چربی کاکائو، شکلات را ایجاد می نماید.

معمولاً شکلات را با استفاده از شکر شیرین می کنند و از آن شکلات تخته ای و یا حتی نوشیدنی هایی همچون شکلات داغ تهیه می کنند.

در تهیه شکلات از انواع کاکائو استفاده می شود. دانه های کاکائو از نظر تلخی و عطر و طعم با هم تفاوت دارند. بهترین شکلات ها را از گران ترین کاکائو که از دانه های درخت کریئولو به دست می آید، درست می کنند که البته تنها 10 درصد از شکلات ها را با استفاده از آن تهیه می شود. این کاکائوی گران قیمت، عطر و بوی بسیار خوبی دارد؛ در عین حال که تلخی آن هم نسبت به سایر انواع کاکائو خیلی کمتر است.

انواع مختلف شکلات

شکلات، ماده غذایی مشهوری در سراسر دنیاست که انواع و اشکال بسیار متنوعی دارد. معمولاً با تغییر در میزان مواد تشکیل دهنده ی شکلات ها، انواع متفاوتی از آن را ایجاد می نمایند.

  • شکلات تیره: شکلاتی که بدون شیر تهیه می شود. گاهی به آن، شکلات ساده هم می گویند. معمولاً در تهیه آن، 35 درصد کاکائو به کار می رود.
  • شکلات شیری: در تهیه آن، شیر هم به کار رفته است. در درست کردن آن ، 25 درصد کاکائو استفاده شده است.
  • شکلات کم شیرین: نوعی شکلات است که برای تهیه غذاها به کار می رود. مقدار شکر آن هم کم می باشد.
  • شکلات سفید: شکلاتی است که در تهیه آن، تنها از چربی دانه کاکائو، نه خود آن، استفاده می شود.

معمولاً اسانس نعنا، پرتقال، موز، توت فرنگی و... را برای طعم دادن به شکلات اضافه می کنند.

در شکلات های تخته ای از مغز میوه جات مثل، گردو، فندق، بادام زمینی و... استفاده می شود. گاهی عسل، کارامل، مربا، کشمش یا مویز هم در تهیه شکلات به کار می رود. شکلات یکی از معروف ترین اسنک ها در همه جای دنیاست.

تعریف حقوقی شکلات

شکلات به هر فراورده ای اطلاق می شود که از دانه کاکائو و یا از چربی آن حاصل شود. از آنجا که این ماده در تهیه بسیاری از فراورده ها به کار می رود، هر گونه تغییر در تولید آن تأثیر عمیقی بر صنعت می گذارد. اضافه نمودن مواد مختلف به آن، کاملاً بستگی به سلیقه مصرف کنندگان دارد.

امروزه بحث بر سر این موضوع است که آیا می توان مقدار کاکائوی استفاده شده در شکلات را کاهش داد؟ یا این که چربی موجود در دانه کاکائو را با مواد دیگری جایگزین نمود؟ اینها همگی می توانند هزینه های تولید کاکائو را کاهش دهند.

تاریخچه شکلات

در قدیم، شکلات را با الهه حاصلخیزی مرتبط می دانستند. شکلات در قسمت آمریکای مرکزی، نوعی کالای لوکس محسوب می شد و از دانه های کاکائوهم به عنوان پول استفاده می کردند. درتهیه نوشیدنی های شکلاتی، دانه های کاکائو را با شیره انگور یا عسل مخلوط می کردند. نوشیدنی های تهیه شده با کاکائو را گرم، سرد یا ولرم می خوردند و برخی به آنها، پودر وانیل یا حتی فلفل شیرین و تند اضافه می نمودند.

اولین بار، کریستوفر کلمبوس کاکائو را برای نشان دادن به پادشاه و ملکه اسپانیا از آمریکا به اروپا آورد؛ و خیلی زود، این ماده جزو مواد غذایی قاره اروپا گردید. آن زمان از شکلات تنها در انواع نوشیدنی ها استفاده می شد که البته مقداری شکر به نوشیدنی اضافه می کردند تا تلخی آن گرفته شود. تا قرن 17، شکلات در اروپا، ماده غذایی گران قیمتی محسوب می شد که تنها ثروتمندان سلطنتی از آن استفاده می کردند.

در سال 1828م، هلندی ها روشی اختراع کردند که طی آن، چربی دانه های کاکائو را می گرفتند و از آن، کره کاکائو تهیه می کردند. از باقی مانده دانه کاکائو هم پودر کاکائو تهیه نمودند. همچنین طی روشی دیگر، شکلات را قلیایی نموده و به این ترتیب، مزه تلخ آن را از بین می بردند. از آن زمان بود که شکلات ها به شکل امروزی تهیه شد. گفته شده که جوزف فرای، اولین کسی بود که در سال 1847م، شکلات های امروزی را عرضه نمود که به راحتی قابل خوردن باشند.

در سال 1867، فردی به نام دانیل پیتر، شمع ساز سوئیسی که به تازگی وارد کارخانه شکلات سازی پدر زنش شده بود، اولین شکلات شیری را عرضه نمود.
در تهیه این نوع شکلات، او از شیر خشک استفاده می نمود. همسایه اش هنری نستله«Henry Nestle» که کارخانه تولید غذای کودک داشت (هم اکنون هم در سراسر دنیا از محصولات مختلف شرکت نستله استفاده می شود) به او برای تهیه شیر خشک کمک کرد. خشک کردن شیر روشی برای نگهداری دراز مدت از شیر است که از فاسد شدن سریع آن جلوگیری می کند.

شکلات محرک است

از آن جا که شکلات حاوی کافئین و تریپتوفان است، محرک اعصاب می باشد. در اسب ها، مصرف مقدار کمی از آن، محرک قوی محسوب می شود و به همین دلیل، استفاده از شکلات برای اسب ها در مسابقات اسب سواری ممنوع می باشد.

شکلات برای سگ ها، سمی است

مصرف شکلات برای سگ ها و دیگر حیوانات کوچک جثه و همچنین برای اسب ها مضر است و همچون سم در بدن آنها عمل می کند. این بدان دلیل است که شکلات، حاوی موادی است که بدن این جانوران قادر به هضم آنها نمی باشد. اگر به این دسته از حیوانات شکلات دهیم، ممکن است دچار حالت غش، حملات قلبی، خونریزی داخلی و در نهایت مرگ شوند.

چرا شکلات خوشمزه است؟

یکی از دلایل لذیذ بودن شکلات این است که دمای ذوب آن با درجه حرارت بدن انسان یکی است و همین مسئله باعث می شود که شکلات، داخل دهان آب شود. همچنین با مصرف شکلات، هورمون آندورفین در خون ترشح می شود. این هورمون سبب آرامش و حالت خواب آلودگی می گردد.

+ نوشته شده توسط فرانک نظریان در دوشنبه شانزدهم فروردین 1389 و ساعت 2:3 بعد از ظهر |

نقاشی اصیل ایرانی

  

ایران به دنیا یک هنر مخصوص را عرضه کرده است که در نوع خودش بی مانند است. (Basil Gray )
تاریخ هنر نقاشی در ایران به زمان غارنشینی برمیگردد. در غارهای استان لرستان تصاویر نقاشی شده از حیوانات و تصاویر کشف شده است. نقاشیها بوسیله (W.Semner) بر روی دیواره های ساختمانها در ملایر و فارس که به 5000 سال پیش تعلق دارند کشف شده است.
نقاشی های کشف شده در مناطق تپه سیالک و لرستان بر روی ظروف سفالی، ثابت می کند که هنرمندان این مناطق با هنر نقاشی آشنایی داشته اند.

img/daneshnameh_up/e/e3/Iranian_painting01.jpg


همچنین نقاشیهایی از دوران اشکانیان، نقاشی های معدودی بر روی دیوار، که بیشتر آنها از قسمتهای شمالی رودخانه فرات بدست آمده، کشف شده است. یکی از این نقاشیها منظره یک شکار را نشان میدهد. وضعیت سوارها و حیوانات و سبک بکار رفته در این نقاشی ما را بیاد منیاتورهای ایرانی می اندازد.
در نقاشیهای دوران هخامنشی، نقاشی از روی چهره بر سایر نقاشی های دیگر تقدم داشت. تناسب و زیبایی رنگها از این دوران، بسیار جالب توجه است. نقاشی ها بدون سایه و با همدیگر هماهنگی دارند. در بعضی از موارد، سطوح سیاه پر رنگ را محدود کرده اند.
مانی، (پیامبر و نقاش ایرانی)، که در قرن سوم زندگی میکرد، یک نقاش با تجربه و ماهر بود. نقاشی های او یکی از معجزاتش بود.
نقاشی (Torfan) که در صحرای گال استان ترکستان در چین بدست آمد، مربوط است



بسال 840 تا 860 بعد از میلاد.
این نقاشی های دیوارنما مناظر و تصاویر ایرانی را نمایش میدهند. همچنین تصاویر شاخه های درختی در این نقاشی ها وجود دارند. باستانی ترین نقاشی های دوران اسلامی، که بسیار کمیاب است، در نیمه نخست قرن سیزدهم به وجود آمده بودند. مینیاتورهای ایرانی (طرح های خوب و کوچک) بعد از سقوط بغداد در سال 1285 میلادی بوجود آمدند. از آغاز قرن چهاردهم کتابهای خطی بوسیله نقاشی از صحنه های جنگ و شکار تزئین شدند.






چین از قرن هفتم به بعد به عنوان یک مرکز هنری، مهمترین انگیزه برای هنر نقاشی در ایران بود. از آن به بعد یک رابطه بین نقاشان بودائی چینی و نقاشان ایرانی بوجودامده است.
               img/daneshnameh_up/a/a6/Iranian_painting02.jpg        

از لحاظ تاریخی، مهمترین تکامل در هنر ایرانی، تقبل طرحهای چینی بوده است که با رنگ آمیزی که ادراک ویژه هنرمندان ایرانی است مخلوط شده بود. زیبایی و مهارت خارق العاده نقاشان ایرانی واقعاً خارج از توصیف است. در قرن اول اسلامی، هنرمندان ایرانی زینت دادن به کتابها را شروع کردند.
کتابها با سرآغاز و حاشیه های زیبا رنگ آمیزی و تزئین شده بود. این طرحها و روشها از یک نسل به نسل دیگر با همان روش و اصلوب منتقل می شد، که معروف است به "هنر روشن سازی". هنر روشن سازی و زیبا کردن کتابها در زمان سلجوقیان و مغول و تیموریان پیشرفت زیادی کرد. شهرت نقاشی های دوران اسلامی شهرت خود را از مدرسه بغداد داشت.

مینیاتورهای مدرسه بغداد، کلاً سبک و روشهای نقاشی های معمولی پیش از دوره اسلامی را گم کرده است. این نقاشی های اولیه و بدعت کارانه فشار هنری لازم را ندارند. مینیاتورهای مدرسه بغداد اصلاً متناسب نیستند. تصاویر نژاد سامی را نشان میدهد؛ و رنگ روشن استفاده شده در آن نقاشی را. هنرمندان مدرسه بغداد پس از سالها رکود مشتاق بودند که آیین تازه ای را بوجود آورده و ابتکار کنند. نگاه های مخصوص این مدرسه، در طرح حیوانات و با تصاویر شرح دادن داستانها است.
اگر چه مدرسه بغداد، هنر پیش از دوره اسلامی را تا حدی در نظر گرفته بود، که بسیار سطحی و بدوی بود، در همان دوره هنر مینیاتور ایرانی در تمام قلمرو اسلامی از آسیای دور تا آفریقا و اروپا پخش شده بود.





img/daneshnameh_up/2/2a/Iranian_painting04.jpg        img/daneshnameh_up/9/9b/Iranian_painting03.jpg

از میان کتابهای مصور به سبک بغداد میتوان به کتاب "کلیله و دمنه" اشاره کرد. تصاویر نامتناسب و بزرگتر از حد معمول رنگ شده است؛ و فقط رنگهای معدودی در این نقاشیها بکار رفته است.
بیشتر کتابهای خطی قرن سیزدهم، افسانه ها و داستانها، با تصاویری از حیوانات و سبزیجات تزئین شده است. یکی از قدیمی ترین کتابهای کوچک طراحی شده ایرانی بنام "مناف الحیوان" در سال 1299 میلادی بوجود آمده است. این کتاب مشخصات حیوانات را شرح میدهد. در این کتاب تاریخ طبیعی با افسانه در هم آمیخته شده است.
موضوعات این کتاب که تصاویر بسیاری دارد، برای آشنایی با هنر نقاشی ایرانی بسیار مهم است. رنگها روشن تر و از روش مدرسه بغداد که روشی قدیمی بود جلوتر است.
پس از هجوم مغولان، یک مدرسه جدید در ایران به نظر میرسید. این مدرسه تحت تأثیر از هنر چینی و سبک مغول بود. این نقاشی ها همه خشک و بی حرکت و خالص و یکسان، مانند سبک چینی است.


بعد از حمله مغول به ایران، آنها تحت تأثیر از هنر ایرانی، نقاشان و هنرمندان را تشویق کردند. در میان نقاشی های هنرمندان ایرانی میتوان سبک مغول هم مشاهده کرد، لطافت ها، ترکیبات آرایشی، و خطوط کوتاه خوب که میتوان آنها را بشمار آورد. نقاشی های ایرانی بصورت خطی و نه ابعادی می باشد. هنرمندان در این زمینه از خود یک خلاقیت و اصالت نشان داده اند.
هنرمندان مغول دادگاه سلطنتی نه فقط به تکنیک بلکه به موضوعات ایرانی هم احترام گذاشتند. یک بخش از کارشان شرح دادن به آثار ادبی ایران مانند شاهنامه فردوسی بود. میان موضوعات مختلف بیشترین علاقه آنها به تصویریسم (کتابهای با تصاویر زیاد) بود.
بر خلاف مدارس مغول و بغداد بیشترین کارها از مدرسه هرات بجا مانده است. مؤسس این سبک نقاشی مدرسه هرات بود؛ که از نیاکان تیموریان بودند و این مدرسه را بخاطر محل تأسیس آن مدرسه هراتی نامیدند.

متخصاص هنر نقاشی بر این باورند، که نقاشی در ایران در دوران تیموری به اوج خود رسیده بود. در طول این دوره استادان برجسته ای، همچون کمال الدین بهزاد، یک متد جدید را به نقاشی ایران عرضه کرد. در این دوره (تیموریان) که از سال 1370 تا 1405 میلادی به طول انجامید؛ هنر نقاشی و کوچک سازی به بالاترین درجه کمال رسیده و بسیاری از نقاشان مشهور عمرشان را بر سر اینکار گذاشته اند.
دو کتاب با ارزش از زمان بایسغر باقی مانده است؛ یکی کتاب "کلیله و دمنه" و دیگری کتاب "شاهنامه". هنر کوچک ایرانی در کتاب شاهنامه که در سال 1444 میلادی در شیراز رنگ آمیزی شده است، بخوبی مشخص است.
یکی از این طرح ها نشان دادن یک منظره زیبا از یک دادگاه ایرانی است که به سبک چینی رنگ آمیزی شده است. کاشی های سفید و آبی ایرانی همراه با فرشهای زیبای ایرانی بصورت هندسی نقش شده است. در یکی از کتابهای دستنویس "خمسه نظامی گنجوی"، سیزده مینیاتور زیبا بوسیله "میرک" کشیده شده است.
img/daneshnameh_up/b/bf/Iraninan_painting05.jpg        img/daneshnameh_up/3/37/Iraninan_painting06.jpg

ساختگی بودن، حساسیت، و هنر نقاشی های بغداد از طرحهای کشیده شده در کتاب "خمسه نظامی" کاملا مشهود است. این قطعه با ارزش و فوق العاده هم اکنون در موزه بریتانیا قرار دارد. در این قسمت از معماران و مهندسان مشغول ساختمان سازی هستند. این نقاشی در سال 1494 میلادی در هرات نقاشی شده است.
بهزاد، بهترین استاد سبک مدرسه هراتی، این هنر را بسیار بسط داد. او سبک را اختراع کرد که قبل از او هرگز استفاده نشده بود.
یکی از برجسته ترین کارها کتاب شاهنامه فردوسی است که در کتابخانه گلستان ایران قرار دارد. این شاهنامه در زمان سلطان بایسغر که یکی از شاهزادگان تیموری بود؛ به سبک مدرسه هراتی نقاشی شده است.
نقاشی های این کتاب از نگاه رنگ آمیزی و تناسب ترکیب دهنده تصاویر، در بالاترین حد زیبایی و استحکام قرار دارد.
img/daneshnameh_up/d/d5/Iraninan_painting07.jpg

در دوران صفویه مرکزیت هنر به شهر تبریز آمد. و برخی از هنرمندان هم در شهر قزوین ماندگار شدند. اما اصل سبک نقاشی صفویه در شهر اصفهان بوجود آمد.
مینیاتورهای ایرانی، در دوره صفویه در شهر اصفهان، از سبک چینی جدا شده و قدم در راهی جدید نهاد. این نقاشان بعدها به سبک طبیعی متمایل شدند. رضا عباسی مؤسس سبک "مدرسه نقاشی صفوی" بود. در نقاشی های دوران صفوی دگرگونی بسیار عالی در نقاشی ایرانی رخ داد.
طرحهای این دوره یکی از بهترین و زیبا ترین و با سلیقه ترین طرحهای نقاشان ایرانی است که نشان دهنده ذوق نقاشان ایرانی است. مینیاتورهای خلق شده در این دوره(مدرسه صفوی)، هیچکدام منحصراً با هدف مزین کردن کتابها کشیده نشده اند. سبک صفوی بسیار بهتر و ملایم تر از سبک مدرسه تیموریان (هراتی) و مخصوصاً سبک مغولی است.
img/daneshnameh_up/4/42/Iranian_painting08.jpg

در نقاشی نقاشان دوران صفوی آشکار شدن تخصص آنها در این رشته بوضوح مشخص است. بهترین معرف از این دوره نقاشی های هستند که در عمارت چهل ستون و عالی قاپو کشیده شده است.
در نقاشی های صفوی، موضوع اصلی شکوه و زیبایی این دوره است. موضوعات نقاشی ها بیشتر حول محور بارگاه سلاطین، اشراف زادگان، کاخ های زیبا، مناظر زیبا و صحنه هایی از جنگ ها است.
در این نقاشی ها انسانها با لباسهای پرخرج نخ کشی، صورتهایی زیبا و مجسمه های ظریف رنگین به طور پر هیجان روشن به تصویر کشیده شده است. هنر نقاشی در طول دوران صفوی هم زیاد و هم دارای کیفیت بهتر شد. در این نقاشی ها آزادی بیشتر و مهارت و دقت بیشتر مشهود است.
هنرمندان بیشتر به اصول کلی پرداخته و از جزئیات غیر ضروری اجتناب، که در شیوه هراتی و تبریزی بکار رفته بود، خودداری کردند. صافی خطوط، بیان زود احساسات و متراکم شدن موضوعات از مشخصات سبک نقاشی صفوی است. از آنجاییکه در اواخر دوران صفوی، از لحاظ جنبه فکری اختلافات جزئی در رنگ آمیزی بوجود آورد، میتوان به ظهور سبک اروپایی در این نقاشی ها پی برد.
نقاشی های دوران قاجاریه (قرن شانزدهم میلادی) یک ترکیبی از سبک هنرهای اروپایی کلاسیک و سبک و تکنیک مینیاتورهای دوران صوفی است. در این دوران "محمد غفاری (کمال الملک)" سبک کلاسیک اروپایی را در ایران رواج داد. در این دوران سبکی از نقاشی بوجود آمد که بنام "قهوه خانه" شناخته شد. این نوع نقاشی یک پدیده جدید در تاریخ هنر ایرانی است. سبک "قهوه خانه" عامه پسند و مذهبی است. موضوعات این سبک بیشتر تصاویر پیامبران و امامان، شعائر مذهبی، جنگها و نام آوران ملی بودند. "قهوه خانه ها" رفته رفته جای خود را در بین مردم معمولی باز نمودند. در این مکان داستان سرایان و نقالان داستانهای حماسی و مذهبی را برای مردم بازگو میکردند. هنرمندان همان داستانها را بر روی دیوارهای این "قهوه خانه ها" نقاشی کرده بودند. قبلا در گذشته که پادشاهان و اشراف زادگان نقاشان را پشتیبانی میکردند؛ اما اینبار هنرمندان به درخواست مردم عادی آن مناظر را بر روی دیوارها میکشیدند و به این کار علاقه مند بودند.
در بیشتر این قهوه خانه ها این مناظر که بیشتر به درخواست عمومی بود رنگ آمیزی شده بود. زیباترین مثالها در موزه اصلی تهران و همینطور در بعضی از موزه های خصوصی داخل و خارج از کشور نگهداری میشود. نقاشی های ایرانی، یک نوع ملاحت را که بی شباهت به هر چیز دیگر است به تماشاگر عرضه میکند. آنها یک ارتباط بیکران با داستانهای حماسی نگه داشته اند. نقاشی ایرانی، بعنوان یکی از بزرگترین سبکهای نقاشی در آسیا مطرح است. آسمان های روشن (آبی)، زیبایی شگفت انگیز شکوفه ها و در میان آنها انسانهایی که دوست میدارند و انسانهایی که تنفر دارند، خوشگذران و افسرده، به موضوعات مختلف نقاشان ایرانی شکل میدهند.




img/daneshnameh_up/2/28/Iranian_painting09.jpg


+ نوشته شده توسط فرانک نظریان در دوشنبه شانزدهم فروردین 1389 و ساعت 1:52 بعد از ظهر |
Image این باور معمولاً وجود دارد که سیاهچاله‌ها با اعمال نیروی جاذبه بسیار قوی بر روی ماده و انرژی و فضای پیرامونشان  اثر میگذارند و هرچیزی را درنزدیکی همسایگی آنها قرار دارد را می‌خورند.اماتحقیقات تازه نشان داده که ماده تاریک پیرامون سیاهچاله‌ها ممکن است حکایت دیگری داشته باشد. ماده تاریک پیرامون سیاهچاله‌ها در مقابل گرانش بسیار قوی از خود مقاومت نشان می‌دهند.
حدود23 درصد جهان هستی از ماده تاریک پر رمز و راز ساخته شده است. ماده‌ای نامرئی که تنها از روز آثار گرانی روی محیط پیرامونش شناسایی می‌شود. باور بر آن است که در ابتدای جهان، توده‌های ماده تاریک گاز جذب  می‌کرده‌اند، و بعدها جمع شده‌اند و ستاره‌هایی را ایجاد کرده اند که خورشید نمونه‌ای از آن است.
ستاره‌شناسان در تلاش برای دریافتن چگونگی تشکیل و تکامل کهکشانها، مدت زمان زیادی را صرف تلاش برای شبیه سازی روند تشکیل ماده تاریک در این اجرام کرده‌اند.
دکتر خاویر هرناندز و دکتر ویلیام لی از دانشگاه  خودگردان ملی مکزیک چگونگی جذب ماده تاریک توسط سیاهچاله‌های یافت شده در مرکز برخی کهکشانها را محاسبه کرده اند.
 

 
این کهکشانها جرمی برابر چندین میلیون تا چندین میلیارد برابر جرم خورشید دارند و با سرعت زیادی ماده به درون خود می‌کشند.
این محققیق شیوه‌ای را که از آن طریق ماده سیاه توسط سیاهچاله‌ها جذب می‌شود مدل سازی کردند و به این نتیجه رسیدند که  سرعت عمل جذب شدن  بسیار نسبت به میزان ماده تاریک یافت شده در مجاورت سیاهچاله وابسته است. اگر میزان چگالی این ماده بزرگتر از چگالی بحرانی که برابر جرم 7خورشید  در واحد مکعب سال نوری از فضا  است، باشد جرم سیاهچاله به سرعت افزایش پیدا خواهد کرد، و با بلعیدن مقداربیشتری ماده به زودی کل آن کهکشان فراتر از حدتصور دگدگون خواهد شد.
دکتر هرناندز بیان کرد: بیش از میلیاردها سال از شکل‌گیری کهکشانها میگذرد، چنین هجوم غیر قابل کنترل و سریع ماده تاریک، به سیاهچاله ها ممکن است تعداد کهکشانها را از مقدار امروزی آنها بسیار تغییر دااده باشد."
بنابراین کار این دانشمندان دال بر آن است که چگالی ماده تاریک در مراکز کهکشانها مقدار ثابتی است. از مقایسه مشاهدات این دانشمندان با آنچه که  مدلهای تکاملی جهان پیشگویی میکنند، دکتر هرناندز و دکتر لی نتیجه می‌گیرند که ممکن است نیاز باشد برخی تخمینها  که این مدلها را با مشکل مواجه میکنند تغییر داد. ماده تاریک ممکن است آنچنان که دانشمندان تصور می‌کردند، رفتار نکند
+ نوشته شده توسط فرانک نظریان در دوشنبه شانزدهم فروردین 1389 و ساعت 1:45 بعد از ظهر |
Image این باور معمولاً وجود دارد که سیاهچاله‌ها با اعمال نیروی جاذبه بسیار قوی بر روی ماده و انرژی و فضای پیرامونشان  اثر میگذارند و هرچیزی را درنزدیکی همسایگی آنها قرار دارد را می‌خورند.اماتحقیقات تازه نشان داده که ماده تاریک پیرامون سیاهچاله‌ها ممکن است حکایت دیگری داشته باشد. ماده تاریک پیرامون سیاهچاله‌ها در مقابل گرانش بسیار قوی از خود مقاومت نشان می‌دهند.
حدود23 درصد جهان هستی از ماده تاریک پر رمز و راز ساخته شده است. ماده‌ای نامرئی که تنها از روز آثار گرانی روی محیط پیرامونش شناسایی می‌شود. باور بر آن است که در ابتدای جهان، توده‌های ماده تاریک گاز جذب  می‌کرده‌اند، و بعدها جمع شده‌اند و ستاره‌هایی را ایجاد کرده اند که خورشید نمونه‌ای از آن است.
ستاره‌شناسان در تلاش برای دریافتن چگونگی تشکیل و تکامل کهکشانها، مدت زمان زیادی را صرف تلاش برای شبیه سازی روند تشکیل ماده تاریک در این اجرام کرده‌اند.
دکتر خاویر هرناندز و دکتر ویلیام لی از دانشگاه  خودگردان ملی مکزیک چگونگی جذب ماده تاریک توسط سیاهچاله‌های یافت شده در مرکز برخی کهکشانها را محاسبه کرده اند.
 

 
این کهکشانها جرمی برابر چندین میلیون تا چندین میلیارد برابر جرم خورشید دارند و با سرعت زیادی ماده به درون خود می‌کشند.
این محققیق شیوه‌ای را که از آن طریق ماده سیاه توسط سیاهچاله‌ها جذب می‌شود مدل سازی کردند و به این نتیجه رسیدند که  سرعت عمل جذب شدن  بسیار نسبت به میزان ماده تاریک یافت شده در مجاورت سیاهچاله وابسته است. اگر میزان چگالی این ماده بزرگتر از چگالی بحرانی که برابر جرم 7خورشید  در واحد مکعب سال نوری از فضا  است، باشد جرم سیاهچاله به سرعت افزایش پیدا خواهد کرد، و با بلعیدن مقداربیشتری ماده به زودی کل آن کهکشان فراتر از حدتصور دگدگون خواهد شد.
دکتر هرناندز بیان کرد: بیش از میلیاردها سال از شکل‌گیری کهکشانها میگذرد، چنین هجوم غیر قابل کنترل و سریع ماده تاریک، به سیاهچاله ها ممکن است تعداد کهکشانها را از مقدار امروزی آنها بسیار تغییر دااده باشد."
بنابراین کار این دانشمندان دال بر آن است که چگالی ماده تاریک در مراکز کهکشانها مقدار ثابتی است. از مقایسه مشاهدات این دانشمندان با آنچه که  مدلهای تکاملی جهان پیشگویی میکنند، دکتر هرناندز و دکتر لی نتیجه می‌گیرند که ممکن است نیاز باشد برخی تخمینها  که این مدلها را با مشکل مواجه میکنند تغییر داد. ماده تاریک ممکن است آنچنان که دانشمندان تصور می‌کردند، رفتار نکند
+ نوشته شده توسط فرانک نظریان در دوشنبه شانزدهم فروردین 1389 و ساعت 1:45 بعد از ظهر |

موضوع

تاریخ

گروه ارائه دهنده

ارزیابی

گروه منتقد

ارزیابی

مطالعات فرهنگی

27/11/88

خیرخواه

 

سنجری-کریمی-نظریان

 

مردم شناسی ایران

4/12/88

کاوه-صفیاری

 

هاشم زاده-سلطان زاده

 

مردم شناسی خویشاوندی

11/12/88

سنجری-کریمی-نظریان

 

پورنعمت-نجفی

 

مردم شناسی اقتصادی

18/12/88

نوری- عقدایی

 

غلامی-وارسته

 

مردم شناسی شهری

17/1/89

کلهری-حسینی

 

آتش بجان-آل یاسین

 

مردم شناسی دین

24/1/89

پورنعمت-نجفی

 

کاوه-صفیاری

 

مردم شناسی عشایر

31/1/89

غلامی-وارسته

 

نوری- عقدایی

 

مردم شناسی هنر

7/2/89

فلاح-کرمی

 

کلهری-حسینی

 

مردم شناسی جنسیت

14/2/89

هاشم زاده-سلطان زاده

 

فلاح-کرمی

 

مردم شناسی سیاسی

21/2/89

آتش بجان-آل یاسین

 

خیرخواه

 

 

 

 

 

 

 

                         

 

                                            

+ نوشته شده توسط فرانک نظریان در دوشنبه شانزدهم فروردین 1389 و ساعت 12:26 بعد از ظهر |

گزارش جلسه اول کلاس مردم شناسی فرهنگی

- جلسه اول نگاهی کلی به مردم شناسی داشتیم که در آن به مواردزیراشاره گردید:

 

- انسان شناسی بیشتر معطوف می شود به جوامع پیشامدرن وغیر صنعتی.

-  یکی ازمواردی که انسان شناسی راازبقیه علوم جدا می کندروش انسان شناسی یا کاراتنوگرافی می باشد.

- رویکردش کیفی است وتاکیدویژهای روی فرهنگ می کندکه فرهنگ درآن به مثابه یک محوراصلی است.

- فرهنگ درمطالعات فرهنگی بامفهوم فرهنگ در مردم نگاری تفاوت دارد.

- رویکرد انسان شناسانه یک رویکردکل نگر است یعنی دیدن همه چیزدرباره ی یک چیز –دیدن جنبه های اجتماعی وزیست شناختی.

-  انسان شناسی به مطالعه فرهنگ وانسان با بینش خاصی می پردازد.

- بین تجربه کردن یک توصیف یاتوصیف یک تجربه تفاوت بسیاری وجوددارد.

-  انسان شناسی روشی برای دیدن ونشان دادن است.

-  تولیدمعنا:هرکس به گونه ای به یک پدیده نگاه می کندوتصورمیکندهمه به این ترتیب به این پدیده می نگرند.

-  انسان شناسی معاصر:روشهای تولیدمعنادردنیای معاصرودرکل دانشی است عرف گراوبرخاسته ازدنیای مدرن-بینشی علمی به معنای مدرن کلمه وبخشی ازفرهنگ مدرنیته است.

- هرپدیده سه رویکرد دارد:تاریخی-پدیدارشناختی-تطبیقی

-  دراین جلسه دوکتاب معرفی گردید:1- کتاب انسان شناسی فرهنگی- نویسنده:دنیل بتیس فردپلاک  ۲-انسان شناسی کشف تفاوتهای انسانی –نویسنده:کنرادفیلیپ کتاک

+ نوشته شده توسط فرانک نظریان در دوشنبه شانزدهم فروردین 1389 و ساعت 12:15 بعد از ظهر |


Powered By
BLOGFA.COM