نشست «رويکرد انسان‌شناسي به فرهنگ و هنر عامه» برپا شد

سرويس: فرهنگ و ادب
1388/09/09
11-30-2009
14:01:58
8809-00315: كد خبر

خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس: فرهنگ و ادب

نشست «رويکرد انسان‌شناسي به فرهنگ و هنر عامه» از سلسله نشست‌هاي تخصصي گروه انسان‌شناسي هنر فرهنگستان هنر، در سالن کنفرانس ساختمان مرکزي فرهنگستان هنر برگزار شد.

به گزارش گروه دريافت خبر ايسنا، در اين نشست که با حضور جمعي از اعضاي گروه انسان‌شناسي فرهنگستان هنر، دانشجويان و علاقه‌مندان برگزار شد، به بررسي کتاب «در فرهنگ خود زيستن و به فرهنگ‌هاي ديگر نگريستن» (سي گفتار درباره فرهنگ) تأليف علي بلوکباشي از انتشارات گل‌آذين پرداخته شد.

در ابتدا، ژاله آموزگار - استاد دانشگاه تهران در رشته زبان و ادب باستاني - به معرفي و توضيح بخش‌هاي مختلف کتاب «در فرهنگ خود زيستن و به فرهنگ‌هاي ديگر نگريستن» پرداخت و گفت: مقالات موجود در اين کتاب، با محوريت اصلي مردم‌شناسي، علاوه بر پيش‌گفتار، شامل پنج بخش با عنوان‌هاي «کليات فرهنگ»، «زبان و ادبيات عامه»، «دانش و فناوري در حوزه فرهنگ عاميانه» و «مناسک آييني و مذهبي» است که در همه اين بخش‌ها نکات جالب توجه و بحث‌برانگيز مردم‌شناسي را مي‌توان يافت.

او افزود: از آن‌جا که همه ما جزيي از مردم هستيم، مي‌توانيم خود را با مسائل مطرح‌شده در کتاب وفق دهيم و نوعي ارتباط صميمانه ميان خوانندگان و کتاب برقرار مي‌شود.

آموزگار در ادامه به بررسي بخش نخست کتاب که شامل مفهوم فرهنگ و تمدن است و همچنين برخي از مفاهيم برگزيده‌اي که در مقالات به آن‌ها اشاره شده، پرداخت. او در اين زمينه درباره مقاله «زبان‌هاي رمزي» که در قسمت يادنامه زنده‌ياد احمد تفضلي منتشر شده است و به موضوع زبان‌هاي ساختگي و لوترايي مي‌پردازد و همچنين مفاهيم زباني و فرهنگي مطرح‌شده در مقالات: «چيستان»، «خيش‌خانه»، «آسياب»، «نان و نانوايي»، «معماري و قهوه‌خانه سنتي»، «حديث شهادت در حاشيه کوير» و «هويت‌سازي اجتماعي» توضيح داد و گفت: اين مجموعه مقالات با مطالب مربوط به تمدن آغاز مي‌شوند، با مسائل مربوط به زبان، فولکلور، معماري، موسيقي، مناسک و نمادها ادامه مي‌يابند و سرانجام با مسائل مربوط به زايش و مرگ به پايان مي‌رسند.

علي بلوکباشي - نويسنده کتاب «در فرهنگ خود زيستن و به فرهنگ‌هاي ديگر نگريستن» - هم در ابتدا «مردم‌شناس» را فردي معرفي کرد که فرهنگ ناشناخته و تحقيرشده مردم کوچه و بازار شهري، روستايي و عشايري را به طبقات عاليه جامعه يا به عبارتي برج عاج‌نشينان مي‌شناساند.

او توضيح داد: امروزه وقتي به سراغ اوراق بازمانده از تاريخ حيات اجتماعي گذشته مي‌رويم، کم‌تر نوشته جامعي از احوالات طبقات پايين جامعه ايران و زندگي فرهنگي و اجتماعي مردم کوچه و بازار مي‌يابيم. آگاهي ما از شيوه زندگي اين گروه از مردم، تنها تحقيقات ميداني گروهي از مردم‌شناسان را شامل مي‌شود. اما اين تحقيقات نشان مي‌دهد که توده مردم ايران، هر چند در محيطي ساده و بي‌رنگ و ريا مي‌زيستند و آموزش مدرسي نداشتند؛ اما داراي معارف و هنري والا، و فرهنگي اگر نگوييم فاخرتر از فرهنگ خواص، اما همسنگ با ساير نظام‌هاي فرهنگي و اجتماعي موجود در جامعه خود داشته‌اند.

بلوکباشي در ادامه کتاب خود را حاصل جست‌وجو و گشت و گذار در کوچه پس کوچه‌هاي فرهنگ مردم ايران معرفي كرد که با نگاهي واقع‌بينانه به وصفي تحليلي از فعاليت‌هاي روزمره انسان‌ها در عرصه خانه و خانواده و پايگاه‌هاي گوناگون اجتماعي پرداخته است.

او در پايان خاطرنشان کرد: آن‌چه در مباحث مختلف اين کتاب درباره فرهنگ بيان شده است، به فرهنگ مدرن امروزي ارتباط ندارد. هرچند رگه‌هايي از صورت رفتارهاي عملي و ذهني فرهنگ سنتي، در فرهنگ مدرن جامعه امروزي نمود پيدا کرده است. کوشش نويسنده اين بوده است که با نشان دادن ارزش‌هاي فرهنگ سنتي در پاره‌اي از عرصه‌هاي زندگي، اين انگيزه را در فرهنگ‌شناسان و نظريه‌پردازان ايجاد کند که با راه‌جويي‌هاي علمي ‌و منطقي، شايد بتوان خصلت تحمل و مدارا و انعطاف‌پذيري را ميان فرهنگوران دو جامعه قديم و امروز ايجاد کنند تا هيچ‌يک از دو گروه، فرهنگ گروه ديگر را خطر و مانعي براي هويت‌ستيزي با خود نپندارند.

سپس مرتضي فرهادي - پژوهشگر هنر بومي‌ و نويسنده کتاب «موزه‌هاي دربار» - به بحث درباره خصوصيات انسان‌هاي هستي‌دار و نابه‌هنگام با ديدگاهي فلسفي پرداخت و با اشاره به آشنايي‌اش با بلوکباشي و اثر تأليفي او، گفت: «کسي که مي‌تواند فرهنگ سرزمين خود را تا اين مقدار مورد عنايت قرار دهد، يعني انساني بااعتنا و اصيل است. ايشان فردي بسيار فروتن و فراروان هستند و فروتني همان‌گونه که از معاني ايراني و آريايي است، از خصايل معقول جامعه ما نيز به شمار مي‌رود. در روزگاري که همه براي ايجاد پرستيژ از مدرنيته دم مي‌زنند، ايشان در اثر خود به فرهنگ اصيل ايران پرداخته‌اند و همين امر دليلي بر شخصيت نابه‌هنگام و هستي‌دار بودن ايشان است.

در پايان اين نشست، ناصر فکوهي - رييس گروه انسان‌شناسي هنر فرهنگستان هنر - به صحبت درباره انسان‌شناسي معاصر پرداخت و گفت: رويکرد کلاسيکي که در انسان‌شناسي نسبت به دانش بومي‌ وجود داشته است، دربرگيرنده اين نظريه بود که جوامع ابتدايي و بومي‌ نسبت به جوامع پيشرفته جوامع ساده‌تري بودند و ميان اين جوامع مي‌توان يک سير تحول را مشاهده کرد که باعث جدا شدن آن‌ها از يکديگر مي‌شود. اما با مطالعاتي که صورت گرفت، اين نظريه زير سؤال رفت. نمونه اين امر را مي‌توان در مطالعاتي که در صد سال اخير بر روي بوميان استراليايي صورت گرفته، مشاهده کرد. در دانش بومي‌نمونه‌هايي وجود دارد که دانش جديد قادر به تعريف و تکرار آن‌ها نيست و رابطه سادگي و پيچيدگي جوامع قديم و جديد، يک رابطه ذهني است.

فکوهي در ادامه پرداختن به پژوهش و بررسي علمي‌تر از جوامع سنتي را وظيفه اصلي انسان‌شناسان نسل جديد دانست و تنها راه حل براي برقراري ارتباط ميان دانش و هنر گذشته و امروز را بازخواني منابع و متون گذشته معرفي کرد.

انتهاي پيام

كد خبر: 8809-00315